دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٥ - ٢/ ٧ ٨ مناقب گوناگون
٣٥٧٧. پيامبر خدا ٦: امّا على بن ابى طالب، برادر و همتاى من و فرمانرواى پس از من و پرچمدار من در دنيا و آخرت است؛ صاحب حوض و شفاعت من است و مولاى هر مسلمان، پيشواى هر مؤمن، و رهبر هر پرهيزگار است. او وصى و جانشين من بر كسان و امّتم در زندگى و پس از مرگم است. دوستدار او دوستدار من، و دشمن او دشمنِ من است.
امّت من به خاطر ولايت او مورد رحمت واقع مىشوند و مخالفان او از ميان امّت، به خاطر دشمنى با او، نفرين شدهاند.
٣٥٧٨. پيامبر خدا ٦: اى على! تو صاحب حوض من، پرچمدار من، انجام دهنده تعهّدات من، محبوبِ دل من و وارث دانش منى. تو امانتدار ميراث پيامبرانى. تو امين خداوند در روى زمينش هستى. تو حجّت خدا بر آفريدگانش هستى. تو ركن ايمانى. تو چراغ در تاريكى هستى. تو مشعل هدايتى. تو پرچم برافراشته براى مردم دنيايى. آن كه تو را پيروى كند، رستگار مىگردد، و آن كه از تو باز مانَد، نابود مىشود. تو راه روشنى. تو راه راستى. تو رهبر سپيد رويانى. تو سرور مؤمنانى. تو مولاى آنى كه من مولاى اويم و من، مولاى هر مرد و زن مؤمنى هستم. جز پاكْ زاده تو را دوست نمىدارد، و جز ناپاكزاده، با تو دشمنى نمىكند. خداوند، هيچ گاه مرا به آسمان نبُرد و با من سخن نگفت، مگر آن كه به من گفت: «اى محمّد! سلام مرا به على برسان و به او بگو كه او پيشواى اولياى من و نور فرمانبران من است». اى على! اين كرامت، بر تو مبارك باد!
٣٥٧٩. پيامبر خدا ٦: اى مردم! چه كسى نيكو گفتارتر از خداست؟ چه كسى راستْ سخنتر از خداست؟ اى مردم! پروردگارتان جل جلاله به من فرمان داده كه على را براى شما راهنما و پيشوا، جانشين و وصى قرار دهم و او را برادر و وزير خود سازم. اى مردم! على،
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، ج٨، ص: ٢٤٨
وخَليفَةً ووَصِيّا، و أن أتَّخِذَهُ أخا ووَزيرا.
مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّ عَلِيّا بابُ الهُدى بَعدي، وَالدّاعي إلى رَبّي، وهُوَ صالِحُ المُؤمِنينَ «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»[١].
مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّ عَلِيّا مِنّي، وَلَدُهُ وَلَدي، وهُوَ زَوجُ حَبيبَتي، أمرُهُ أمري، ونَهيُهُ نَهيي.
مَعاشِرَ النّاسِ! عَلَيكُم بِطاعَتِهِ وَاجتِنابِ مَعصِيَتِهِ، فَإِنَّ طاعَتَهُ طاعَتي، ومَعصِيَتَهُ مَعصِيَتي.
مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّ عَلِيّا صِدّيقُ هذِهِ الامَّةِ وفاروقُها ومُحَدَّثُها، إنَّهُ هارونُها ويوشَعُها وآصَفُها وشَمعونُها، إنَّهُ بابُ حِطَّتِها، وسَفينَةُ نَجاتِها، وإنَّهُ طالوتُها وذو قَرنَيها.
مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّهُ مِحنَةُ الوَرى، وَالحُجَّةُ العُظمى، والآيَةُ الكُبرى، وإمامُ أهلِ الدُّنيا، وَالعُروَةُ الوُثقى.
مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّ عَلِيّا مَعَ الحَقِّ، وَالحَقَّ مَعَهُ وعَلى لِسانِهِ.
مَعاشِرَ النّاسِ! إنَّ عَلِيّا قَسيمُ النّارِ؛ لا يَدخُلُ النّارَ وَلِيٌّ لَهُ، ولا يَنجو مِنها عَدُوٌّ لَهُ. إنَّهُ قَسيمُ الجَنَّةِ؛ لا يَدخُلُها عَدُوٌّ لَهُ، ولا يُزَحزَحُ عَنها وَلِيٌّ لَهُ.
مَعاشِرَ أصحابي! قَد نَصَحتُ لَكُم، وبَلَّغتُكُم رِسالَةَ رَبّي، ولكِن لا تُحِبّونَ النّاصِحينَ. أقولُ قَولي هذا و أستَغفِرُ اللّهَ لي ولَكُم.[٢]
[١] فصّلت: ٣٣.
[٢] الأمالي للصدوق: ص ٨٣ ح ٤٩، بشارة المصطفى: ص ١٥٣، روضة الواعظين: ص ١١٣ كلّها عن ابن عبّاس.