گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٣ - بِیان هدف مؤلّف از تألِیف کتاب اسفار
حسب هر قوهاِی که در اِین انسان پِیدا بشود مشارکتِی است با آن که مساوِی با اوست از اِین جهت، ِیا اِینکه تِلو اوست» اِین انسان قوۀ نامِیّه و قوۀ مولّده دارد. لذا اِین قواِیِی که در وجود انسان است باِید به عنوان مقدمۀ براِی رسِیدن به آن کمال، مورد استفاده قرار بگِیرد. فلسائر الأجسام فِی حصوله «پس انسان، مشارکت با ساِیر اجسام در حصولش دارد» فِی الحِیّز و الفضاء و للنبات فِی الإغتذاء و النماء «در اِینکه در مکان است و در فضا جا گِیر است مشارکت دارد. انسان با نبات مشارکت در اغتذاء دارد، ِیعنِی غذا مِیخورد و رشد پِیدا مِیکند» و للعجم من الحِیوان «براِی حِیواناتِی که اِینها چهار پاِیان هستند» فِی حِیاته بأنفاسه وحرکته بإرادته و إحساسه [«که حِیاتشان به نَفَس کشِیدن و حساس بودن و حرکت ارادِی داشتن است»] همان چِیزِی را که انسان مِیخورد آن حِیوان نوع علفش فرق مِیکند. آن گرگ، گوسفند را مِیزند و پاره مِیکند و خام خام مِیخورد امّا ما آن گوسفند را مِیپزِیم و مِیخورِیم و إلاّ هِیچ فرقِی از اِین نقطۀ نظر ندارد و نوعش تفاوت پِیدا مِیکند. آن حِیوان تولِید مِثل به آن نحو مِیکند امّا تولِیدِ مثلِ انسان؛ جور دِیگرِی است. از نقطه نظر قوّۀ نامِیّه اِین درخت به آن کِیفِیّت است و حِیوان به کِیفِیّت دِیگرِی است و انسان به اِین کِیفِیّت است. اِینها قواِیِی است که خداوند در انسان قرار داده چون براِی بقاء اوست و براِی اِین است که او باقِی بماند و اِین نسل را به نسل دِیگر منتقل کند و تلک الخاصِیّة إنما تحصل بالعلوم و المعارف «اِین خاصِیّت با علوم و معارف پِیدا مِیشود، نه با اِین قوا»، اِین قوا فقط براِی ادامۀ حِیات است و وسِیله است اِین قوا براِی انسان کمال نمِیآورند.
آن گرگِی که گوسفند را مِیخورد آن گرگ بعد از دو روز دِیگر مِیمِیرد؛ ما هم آن گوسفند را مِیخورِیم و ما هم از دنِیا مِیروِیم. آن گوسفند که علف مِیخورد بعد از آن، طعمۀ اِین و آن مِیشود؛ ما انسانها هم که زندگانِی براِی ما، اَمَدِی ندارد.
پس بنابراِین علومِی که براِی تحصِیل اِین قوا، تدوِین شده است اِین علوم آِیا