گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٧ - اراده، اوّلِین ظهور نفس براِی انجام عمل است
است با آنچه در خارج است متفاوت باشد نمِیتواند از آنچه را که در نفسش است حکاِیت کند. پس باِید عِینا بدون ِیک ذره و بدون ِیک سر سوزنِی، بِین آنچه که در خارج است و بِین آنچه را که در نفس است؛ انطباق باشد. اِین باِید عِین همان باشد. پس تمام آنچه را که در اِین مناظر و تمام آنچه را که از اِین الوان و اشکال و صُورِی که در اِین مناظر به وجود آمده است، همه از ارادۀ او به وجود آمده است. اول مقام اراده و بعد انبعاث آن قوه در عضلات و بعد ظهور آنچه را که در نفس است را در کاغذ مِیآورد.
اِین مثال، براِی روشن شدن اِین مسأله عرض شد و گر نه، خدا که تصور نمِیکند. اگر نسبت به ما باشد، ما تصور مِیکنِیم و تصورمان به واسطۀ دِیدنِیها است. جبال را دِیدِیم، بحار را دِیدِیم، کوهها را دِیدِیم و بعد اِینها را در ذهن خودمان مِیآورِیم و مونتاژ مِیکنِیم. چه بسا آن منظرهاِی که ما روِی کاغذ مِیآورِیم اصلاً در هِیچ جاِی دنِیا نباشد، مثل اِینکه ِیک نقاش مِیآِید گرگ را کنار گوسفند قرار مِیدهد در حالِی که هِیچ کجاِی دنِیا گرگ کنار گوسفند راه نمِیرود، خودش به تصوِیر کشانده است.
”بنابراِین، آن نقطۀ وحدت، و راسم تعِیّن، بِین مقام اجمال نفس و بِین بروز خارجِی آن نقطه، اراده مِیشود. نقطه، راسم ظهور و بروز خارجِی با آنچه که در نفس انسان وجود دارد و ارتباط بِین نفس و خارج، اراده است. حلقۀ بِین نفس و خارج، اراده است. واسطۀ در ثبوت ِیا اثبات ـ فرقِی نمِیکند ـ بِین نفس و بِین خارج، اراده است. تمام اِینها برگشتش به ارادۀ انسان است.“
محِیِی الدِّین در مورد حقِیقت پِیغمبر اکرم، اِینطور مِیفرماِیند که:
آن حقِیقت نورانِی پِیغمبر اکرم از آنجاِیِی که فِیض اول است و هر چه هست درون فِیض اول است، نه اِینکه جداست اگر جدا باشد پس فِیض اول نِیست. خدا فِیوضات دِیگر هم کنارش دارد.
وقتِی شخصِی ِیک کِیسۀ برنج را مِیرِیزد، آن شخص و آن کِیسۀ برنج، در