گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٦ - شکوه و شکاِیت صدرالمتألّهِین از اندراس علم و اسرارش
استقامة الأوضاع والأحوال «اوضاع و احوال باِید مستقِیم باشد» در هرج و مرج علمِی، فُحش و بد و بِیراه و تکفِیر نمِیشود آدم کارِی را انجام بدهد. هر جا که برود مِیببِیند دارند فحشش مِیدهند، اِینجا فحش مِیدهند، آنجا مِیگوِیند مرتّد است، کافر است، وحدت وجودِی است، نجس است، دائماً در معرض تهمت است و چه بسا اِینکه ِیک مسائلِی را به وجود بِیاورند و اوباش را بر علِیه او برانگِیزانند براِی اِینکه از اوباش، هرکارِی بگوئِید برمِیآِید مع فراغ البال، و من أِین ِیحصل للانسان مع هذه المکاره التِی «کجا حاصل مِیشود براِی انسان با اِین مکارهِی که» ِیسمع و ِیرِی من أهل الزمان «از اهل زمان مِیشنود و مِیبِیند» و ِیشاهدُ «و مشاهده مِیکند» مما ِیکبّ علِیه الناس فِی هذا الأوان «آنچه که مردم در اِین اوان به او رو آوردهاند» من قلّة الانصاف «انصاف از بِین رفته است» و کثرة الاعتساف «اعتساف و انحراف در اِینجا زِیاد شده است» و خفص الأعالِی و الأفاضل و رفع الأدانِی و الأراذل «بزرگان و افراد فاضل پاِیِین آمدند و افراد دنِی و رذل را بالا بردند» و ظهور الجاهل الشرِیر «و جاهل شرِیر، ستمگر و مفسد، ظاهر مِیشود» و العامِی النکِیر علِی صورة العالم النحرِیر و هِیئة الحبر الخبِیر «و عامِی بر صورت ِیک عالم نحرِیر و بر هِیئت ِیک حِبر خبِیر و ِیک شخص دانا تجلِی مِیکند» إلِی غِیر ذلک من القبائح والمفاسد الفاشِیّة «و الِی غِیر ذلک از قبائح و مفاسدِی که روشن است» اللازمة والمتعدِیّة «چه به خودشان و چه به دِیگران برسد» مجال المخاطبة فِی المقال «مجال اِینکه در مقال، انسان با افراد مباحثه کند» و تقرِیر الجواب عن السؤال «و جوابِی را از سؤال بدهد و مجلسِی داشته باشد» فضلًا عن حلّ المعضلات و تبِیِین المشکلات «چه برسد به اِینکه بِیاِید معضلات را حل بکند و مشکلات را بِیان کند» و نمِیتواند ِیک مجال واسعِی پِیدا کند، براِی اِینکه اِین مسائل را به گوش اهلش برساند، «کما نظمه بعض إخوانِی فِی الفرس: