گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٣ - کلام صدرالمتألّهِین در گذراندن پارهاِی از اوقات عمر در بررسِی نظرات حکماء
الترأس الخِیالِی «و به جهت شوقِ رسِیدن به آن مرتبۀ بالاِی از خِیال ِیعنِی برسم به آن مرتبهاِی که به حساب خودم، دِیگر به حقِیقت هستِی رسِیده باشم» عالم وجود براِی من کشف شده باشد، معرفت شناسِی به تمام معنا براِی من تحصِیل شده باشد. در حالِی که من حقِیقت را در افکار ارسطو و اِینها مِیپنداشتم من غِیر أن ِیظفر من الحکمة بطائل أو ِیرجع البحث إلِی حاصل «بدون اِینکه از حکمت به ِیک نتِیجهاِی رسِیده باشم کما اِینکه بحث به ِیک حاصلِی رسِیده باشد» کما ِیرِی من أکثر أبناء الزمان «همانطورِی که اِین روش و دَِیدَن در بِیشتر ابناء زمان هست، بِیجهت بر سر مسألهاِی بحث مِیکنند» من مزاولِی کتب العلم والعرفان «از آنهائِی که به دنبال کتب و علوم مختلف و عرفان مِیروند»، ِیعنِی نتِیجهاِی نمِیگِیرند و فقط منظورشان همان بحث نظرِی است و همِین جهت نظرِی مدّ نظر آنها است و بدون اِینکه حقِیقتِی براِی آنها منکشف شده باشد. من حِیث کونهم منکبِین أوّلًا بتمام الجد علِی مصنفات العلماء «از اِین حِیث که اِینها به تمام جدّ ملازمِین بر مصنفات علماء هستند، مدام مِیبِینند که اِین آقا، چه مِیگوِید» مرحوم ملا علِی نورِی چه مِیگوِید، از اِینکه حرفهاِی اِین و آن ـ مثلاً آراء عرفا و فلاسفه ـ را بلد باشند لذّت مِیبرند. منصبِین بکمال الجهد إلِی مؤلفات الفضلاء «من به کمال جهدم به مؤلفات فضلاء رو آورده بودم و وضعِیت اِین افراد اِینگونه است که به قِیل و قالِ علمِی روِی مِیآورند» ثم عن قلِیل ِیشبعون عن کل فن بسرعة «ِیک مدتِی که مِیگذرد از هر فنِی سِیر مِیشوند و زمانِی که نتِیجهاِی نمِیگِیرند دلشان سِیر مِیشود و زده مِیشود و سراغ مطلب دِیگرِی مِیروند» ِیقنعون عن کل دنّ بجرعة «از هر ظرفِی و کاسه و خُمرهاِی به ِیک جرعهاِی قناعت مِیکنند» لعدم وجدانهم فِیها ماحداهم إلِیها «چون آنچه را که آنها را به آنها ترغِیب مِیکند و تشوِیق مِیکند به آن، آن را نمِیِیابند. آن هدف و آن حقِیقت را، در اِین مطالب