گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٦ - اشکال مرحوم قاضِی به مرحوم آشِیخ محمدحسِین کمپانِی در تدقِیق زِیاد در علم اصول
طرفِی نبسته پس چرا اسفار را نوشت؟ پس چرا گفت فقط علوم عقلِیّه محضه و علم بالله و صفات ملائکه و کِیفِیت نزول کتب و ارسال رسل مفِید است، و غِیر از اِینها در مرتبۀ متأخّرِی قرار دارند.
فالواجب علِی العاقل «آنچه که واجب بر عاقل است» أن ِیتوجّه بشراشره «اِینکه متوجّه بشود به تمام شراشر وجود خودش»، ِیعنِی به تمام حِیثِیّات وجود خودش، همّتش، ارادهاش، قواِیش، متوجّه شود إلِی الإشتغال بالأهم «سراغ أهمّ برود و ببِیند أهمّ چِیست» و الحزم له أن ِیکبّ طول عمره علِی ما الاختصاص لتکمِیل ذاته فِیه أتم «واجب است براِی عاقل و لازم است براِی عاقل اِینکه در تمام طول عمرش خودش را وقف کند و قرار بدهد بر آنچه که اختصاصِ براِی تکمِیل ذاتش، در او اتمّ است»، ِیعنِی اگر در او، وقتش را بگذارد به تمامِیّت بِیشتر و بالاترِی مِیرسد.
اشکال مرحوم قاضِی به مرحوم آشِیخ محمدحسِین کمپانِی در تدقِیق زِیاد در علم اصول
مرحوم قاضِی ِیکِی از اشکالاتِی که به مرحوم کمپانِی مِیگرفتند اِین بود که مِیگفتند: مرحوم کمپانِی مرد خِیلِی خوبِی است، زاهد است، سالک است، عابد است، اِیشان از اِین نقطۀ نظر کم نظِیر است. سجدههاِی ِیونسِیّه شش ساعته اِیشان، تهجّد اِیشان، واقعاً آن نورانِیّت اِیشان، مرحوم آشِیخ محمّد حسِین واقعاً مرد بزرگِی بوده، ولِی مرحوم قاضِی مِیگفتند آخر اِین همه تدقِیق در اصول، چه فاِیدهاِی دارد؟ اِیشان مِیفرمودند: آِیا بهتر نِیست که به جاِی اِین همه تحقِیقاتِی که مِیخواهِید راجع به اِین مسائل بکنِید، و فکرِی که خدا داده، و فردا مِیخواهد از شما بگِیرد را در امور مهمترِی صرف نمائِید؟.
چقدر فرق است که ِیک فِیلسوف قدم در عرفان بگذارد ِیا ِیک آقاِیِ شاغل و تاجر، قدم در سلوک بگذارد، او از صفات جمالِیّه و جلالِیّۀ خدا، چه مِیفهمد؟ او از فقر و نِیاز انسان به مبدأ چه مِیفهمد؟ او از ارتباطِ جنبۀ ربطِی بِین علّت و معلول اصلاً چه مِیفهمد؟ و او در تجلِّیِ اسماء و صفات در مظاهر کلِیّه و مظاهر جزئِیّه، چه ادراک مِیکند؟ هِیچ! آقا دستور بدهِید، صبح بلند شوِیم، ذکرمان را بگوئِیم و بعد دوباره بگِیرِیم بخوابِیم.