گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٥ - جدا کردن فلسفه از عرفان غلط است
مباحث بسِیط الحقِیقة، در تمام اِین مباحث، اگر دقت کنِیم مِیبِینِیم که هِیچ فرقِی اصلاً بِین فلسفه و بِین عرفان وجود ندارد. مثلاً ما مطالب فصوص را، براِی شما مِیگوئِیم و بحثهاِی فلسفِی را هم مِیکنِیم. البته نمِیخواهِیم بگوئِیم اِین، با آن، ِیکِی است. اگر بخواهِیم بنا را بر استدلال بگذارِیم چه بسا ممکن است با اِیشان در بعضِی موارد هم ِیک اختلافاتِی داشته باشِیم. لذا از اِین نقطۀ نظر، صحبت ما اِین است که آِیا مِیتوانِیم خود تفکّر به عنوان فکر را، ِیک وجود جداِی از هستِی تلقِی کنِیم؟ آِیا متصدِی مقام اثباتِ هستِی، عرفان است و متصدِی مقام اثبات تفکّر، ِیک سرِی مسائل ابتداِیِی و مسائل روزمرهاِی، و دَور و بر، و گفت و شنود با مردم کوچه و بازار و اولِیّات و استقراء مِیباشد؟! نه، اِینها را ما نمِیگوئِیم. اِینها همه وسائل است و اِین وسائل، وسائل غِیر حقِیقِی که نِیست. شما که دارو را مِیخورِید و اِین دارو، مرض شما را شفا مِیدهد و خوب مِیکند، آِیا شما مِیتوانِید اِین قضِیّه را انکار کنِید ِیا نه؟ نمِیتوانِید انکار کنِید. چطور شد که ِیک عارف، نگاه مِیکند و مِیگوِید: اثر اِین دارو، ِیک اثر مُبدئِی است و اِین اثر، اثر سِیر نزولِی است. الآن اِین دارو، واسطه قرار گرفته است براِی نزول آن شفا. آن مسأله را ما مِیپذِیرِیم امّا اِینکه نفسِ اِین دارو و خود اِین دارو، الآن دارد شفا مِیدهد، ما آن را نپذِیرِیم. نخِیر! ما هر دو را مِیپذِیرِیم، ِیعنِی هم آن نزول رحمت و نزول اسم شافِی در عالم تعِیّنات و عبور از عالم قضاء و قدر و رسِیدن به ملکوت و مُلک و برزخ تا اِینکه در اِین مجرا بِیاِید و بتواند ظهور پِیدا کند هم اِین را مِیپذِیرِیم و هم اِینکه نفس اِین دارو و خود اِین دارو، به جسمِیّته و به مادّته نفس اِین، متعلق براِی تجلِّی ظهور اسم شافِی است.
جدا کردن فلسفه از عرفان غلط است
چرا ما باِید اِین دوتا را از هم جدا کنِیم؟ پس جدا کردن فلسفه از عرفان اصلاً غلط است. عرفان نِیامده بگوِید من خودم را از فلسفه و از مقدّمات و براهِین جدا کردهام.