گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤ - با برهان عقلِی مِیتوان تمام مکاشفات عرفانِی را اثبات کرد
اِینکه ادراکاتِی که براِی انسان پِیدا مِیشود، باِید ببِینِیم که آن حقِیقت ادراک چِیست؟ آِیا ما مِیتوانِیم بِین ادراکات فرق بگذارِیم؟ انشاء الله در بحث علم، از کتاب اسفار در آنجا خواهِیم آورد که همان مدرکاتِی که براِی پِیغمبر مِیآِید، همان مدرکات براِی ابنملجم هم مِیآِید و از اِین نقطه نظر هِیچ فرقِی نمِیکند. تمام اِینها افاضهاش از ناحِیۀ پروردگار است و نحوۀ افاضه را در آنجا بِیان مِیکنِیم. بنابراِین در اِینجا نمِیتوانِیم تفکِیک قائل بشوِیم بِین کسانِی که به مرحلۀ عرفان رسِیده و از عرفان بهرهمند و مستفِیض شدهاند و بِین کسانِی که در مرحلۀ جداِی از عرفان هستند. آن کسِی هم که دارد استدلال مِیکند و با استدلال عقلِی و با برهان عقلِی مطالب را تطبِیق مِیدهد در لابلاِی حرفهاِیش و در لابلاِی افکارش، ممکن است جرقهها و ِیا مسائلِی بِیاِید و افکار او را تغِیِیر بدهد. ما به فلسفۀ غرب هم، در طول بحثها اشاراتِی مِیکنِیم که اِینها حرفهاِیِی مِیزنند که تقرِیباً مِیشود ِیک جورِی توجِیه کنِیم به اِینکه مثلاً ِیک نوع، انس و مؤالفتِی با مشرب اسلامِی و مشربِ عرفان مِیتواند داشته باشد. اِینکه ما اصلاً بگوِیِیم دو مبناِی جداست و فلاسفه بر اساس پاِی چوبِین حرکت مِیکنند و عرفا، بر اساس شهود حرکت مِیکنند؛ مِیتوانِیم بگوئِیم اِینجور هم نِیست. بالأخره آن بندگان خدا هم حالاتِی دارند و آنها هم با حالات خودشان چِیزهاِیِی را مِیبِینند. الآن آن فِیلسوفِی که دارد فکر مِیکند و عقلش را به کار مِیگِیرد و دقِیقِ دقِیق مِیشود، چه شخصِی و چه دستِی او را در آن افق ذهن خودش هداِیت مِیکند و جلو مِیبرد تا به اِین نکته مِیرساند؟ آن را جلو مِیبرد، جلو مِیبرد، جلو مِیبرد و به ِیک نکتۀ بالاتر مِیرساند. ِیک وقت خِیال نکنِید که اِینها قضاِیا و مطالبِی است که من الآن مباحث شهودِی را با مباحث فلسفِی خلط مِیکنم. نخِیر. تمام اِینها در جاِی خودش، استدلالِی و برهانِی مِیشود که پشت آن به سدّ سکندر وصل است. در بحث علم، در بحث علت و معلول، بحث وحدت و بحث فعل و صفات و اسماء، بحث اسماء و مباحث وحدت وجود،