گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٣ - فلسفه موجب استکمال نفس انسانِی نِیست
مرحوم آخوند آن را که مربوط به استکمال نفس به واسطۀ معرفت و شهود است، با حکمت نظرِی خلط کردهاند. و بقِیه هم بر همِین طرِیق، مشِی کردهاند. ِیعنِی اِیشان جنبه شهودِی را، با جنبه عقلِی و نظرِی خلط کردهاند.
بعضِی هستند که در ِیکِی از اِین دو قوِی هستند؛ مثلاً در حکمت عملِی قوِیند ولِی در چِیدن صغرِی و کبرِی ضعِیف هستند و ِیا بر عکس. مثلاً مِیبِینِید بعضِی سِیاستشان در مدِیرِیّت منزل و تربِیت خوب است امّا کلِّیات را نمِیفهمند ولِی اگر ِیک مسأله رِیاضِی از او بپرسِید تا ِیک سال هم نمِیتواند جواب بدهد. چون فکر و عقلش بِیشتر در جزئِیات توّجه دارد تا در کلِیّات.“
همانطور که گفتم حکمت عملِی مربوط به علمِ به ملکات و اخلاق رذِیله انسان مِیشود همانطور که هست «کفِی بالمرء شُغُلًا بنفسه عن الناس».[١]
از اِین مسائل در معراج السعادۀ نراقِی و جامع السعادة، بسِیار است که همان حکمت عملِی است. لازم نِیست شما برهان صدِیقِین بلد باشِید تا رذائل را از خود دفع کنِید و اِین افرادِی که سوادِ امضا کردن ندارند ولِی سالکند. اِینها به واسطۀ جاِیگزِینِی اخلاق حسنه به جاِی اخلاق سِیّئه و از بِین بردن اخلاق سِیّئه، و تخلّق به اخلاق روحانِیِین در مقام حکمت عملِی هستند. و اِین تخلّق، موجب کشف حجابها و حصول و ظهورِ اسماء جلالِیّه و جمالِیّه پروردگار براِی انسان مِیشود، ِیعنِی حکمتِ عملِی، مقدمه براِی شهود و تبدّل نفس انسان از عالم دنائت به عالم روحانِیّت و تغِیّر آن مِیباشد.
امّا حکمت نظرِی به اِین کار ندارد چون در صدد شناخت هر وجود و موجودِی است کما هو علِیه، مثلاً بشناسد که مَلَک از چه جنسِی است ماده است ِیا خِیر؟ مقدار تجرّدش را بشناسد. و اِینکه در چه مرحلهاِی از تجرد قرار دارد. آِیا مَلَک
[١]ـ الکافِی، ج ٢، ص ١٤٧.