گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٤ - سرّ تقِیّد فلسفه به طاقت بشرِی
و از آثار و علائم پِی مِیبرِید به ِیک مطالبِی که در اِین عکس نِیست. اِین مطالب که در عکس نوشته نشده است. عکس فقط نشان مِیدهد که با هم دارند مِیخندند.اما اِینکه الآن اِینجا فصل زمستان است که در اِین عکس نوشته نشده است. چون لباس ضخِیم پوشِیدهاند، شما پِی مِیبرِید که فصل زمستان و سرما بوده است. هِیچ ارتباطِی بِین شما و بِین اِین عکس نِیست، اِین را حکمت نمِیگوِیند بلکه اِین، حکمت نظرِی است. ولِی حکمت عِینِی و حکمت قلبِی به اِین گفته نمِیشود. در حالِی که اِین صِرف انتقاش نفس به ِیک سرِی نقوشِی است که تصوّرات و تصدِیقات نسبت به مسائل نفس الأمرِیّه را حکاِیت مِیکند.
سرّ تقِیّد فلسفه به طاقت بشرِی
حالا اِین تصوّرات و تصدِیقات ِیا مطابق با نفس الأمر است و ِیا مخالف با نفس الأمر است، علِی حسب الطاقة البشرِیة، اِینجاست، ِیعنِی انسان در تصوّرات و تصدِیقاتِی که دارد نسبت به حقاِیقِ جداِی از خودش، نسبت به نفس الأمر، بر آن مقدار طاقتِی که از نقطۀ نظر رسِیدن به واقع و رسِیدن به حقِیقت شِیء، اکتساب مِیکند به همان مقدار از تصوّرات و تصدِیقات و براهِینِ نظام عالم، اطلاع پِیدا مِیکند. حالا فرض کنِید اگر آمدِید و شما به طورِی متحوّل شدِید که از مرحلۀ تصوّر و تصدِیق گذشتِید مثلاً در خواب مِیبِینِید با ِیک نفر صحبت مِیکنِید ِیک دفعه آن شخص، تغِیِیر مِیکند و دفعتاً ِیکِی دِیگر مِیشود. براِی مثال ِیک نفر براِی من تعرِیف مِیکرد و مِیگفت: من خواب شوهرم را دِیدم که شوهرم، گاهِی برادرم مِیشد و دو مرتبه به حال قبلِی برمِیگشت. ِیک حقِیقت است ـ حالا نسبت به انسان، نه نسبت به اشِیاء دِیگر ـ الآن اِین شخص؛ اصلاً آن شخص مِیشود و خصوصِیّات او را پِیدا مِیکند. نه تنها در صورت، بلکه در سِیرت هم او مِیشود و بعد دوباره بر مِیگردد خودش مِیشود، ِیعنِی همان صورت اولِی، ِیک چنِین تصوّرِی کنِیم. حالا مِیآئِیم سراغ مثال خودمان، اگر شما واقعاً آن شخصِی بشوِید که در اِین عکس است و اِین شخصِی بشوِید که پهلوِیش نشسته است و با ظرف و