گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٦ - اراده، اوّلِین ظهور نفس براِی انجام عمل است
عالم خارج ظهور و بروز پِیدا کند. اولِین عملِی که از شما سر مِیزند اراده است که آن اراده، براِی تحقق نفسِ آن عمل خارجِی است و آن واسطۀ در اثبات مِیشود. ِیا بگوِیِیم واسطۀ در ثبوت و به صورت ثبوت تفصِیلِی، نه ثبوت اجمالِی؛ اگر ارادۀ شما نبود، عمل هم در خارج نبود. پس آن ارادۀ شما، اولِین حرکت نفس به سمت بروز و ظهورش مِیباشد که نفس مِیخواهد از خودش إعمال کند.
ِیک خطاط مِیخواهد آنچه را که در نفسش دارد روِی کاغذ بِیاورد و ِیک نقاش مِیخواهد آنچه را که در نفس دارد، از عکس مناظر طبِیعِی و طِیور و وحوش و سماء و أرض و بحر و أنهار، روِی کاغذ بِیاورد که آن عکسها همه، در ذهنش و در مقام اجمال است نه در مقام تفصِیل، مِیگوِید ِیک درِیا باِید اِینجا بگذارم و ِیک رودخانه کنارش، اِینجا بگذارم و ِیک کوه اِینجا بگذارم و چند درخت اِینجا بگذارم و چند طِیور در آسمان بگذارم، سماء و ارض را، مرتب کنم اما هنوز به مرحلۀ ظهور نِیامده است. اولِین عملِی که سر مِیزند، اراده است. دستش به سمت قلم مِیرود، آن را بر مِیدارد و شروع مِیکند با الوانِی که در کنار خود دارد، آن منظره را اختِیار مِیکند. بعد از اِینکه اختِیار کرد روِی کاغذ مِیرود. ِیکِی ِیکِی، به واسطۀ آن اراده، آنچه را که در ذهن دارد و در اراده مِیآِید از اراده در دست مِیآِید و از دست در کاغذ مِیرود. خِیلِی دقت کنِیم، اِینجا نقطه اصلِی مسأله است؛ اگر اِین معنا روشن شود، کلام محِیِی الدِین روشن مِیشود. وقتِی نفس ما آن معنا را که در ذهن دارد، سلسله مراتبِی که آن معنا را به خارج منتقل مِیکند آن سلسلۀ مراتب، اول آن اراده است بعد دست و بعد قلم و حالا فرض کنِید که با قلم هم نه، با خود همِین انگشت شروع مِیکند و روِی کاغذ ترسِیم مِیکند. و پس از طِیّ مدّتِی ِیک منظره بسِیار عالِی، طبِیعِی، با سماء و انهار و بِحار و جبال و اشجار در مقابل شماست.
اِین منظره از کجا به وجود آمد؟ از خودش به وجود آمد؛ ِیعنِی اِین منظرهاِی که در نفس اوست، الآن در خارج به وجود آمده است و اگر آنچه را که در نفسش