گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨ - مقدّمه شارح
و نورانِیّت وِیژه آثار سبزوارِی که حاکِی از صفاِی باطن و علوّ درجات و اطّلاع بر برخِی از مراتب غِیب و شهود است؛ مرا بر آن داشت که با وجود اصرار و توقّع دوستان از مباحثۀ اسفار، براِی چند سالِی سر باز زنم و باز به طرح مبانِی و شِیوۀ اِیراد مطالب فلسفِی حاجِی سبزوارِی بپردازم.
تدرِیس و مباحثۀ اسفار پس از گذشت سالِیانِی چند زمِینهاِی براِی حقِیر فراهم آورد که نسبت به مبانِی فلسفِی در گذشتۀ خوِیش، تحقِیقِی مجدّد و تجدِید نظرِی به عمل آورم و با آموزههاِی بجاِی مانده از مصاحبت اولِیاِی الهِی و تجربههاِی علمِی و شهودِی آنان که طِیّ سالِیان متمادِی براِی حقِیر فراهم شده بود به معِیار سنجش و مِیزان معرفت درآورم. واقعِیّتِی بسِیار شگفتانگِیز و بُهتآور که مرا چنان در ژرفاِی عوالم غِیب مست و مستغرق نمود که دِیگر هِیچ کلامِی موجب اعجاب و شگفتِی اِین بنده نگردِید و براِی رفع عطش ضمِیر در وصول به کُنه معارف حقّه به سخنان اِین و آن و مهملات مدّعِیان نادان، گوش فرا ندادم و پِیوسته بار تمنّاِی خود را در عتبۀ مقدّسۀ حاملان وحِی و اولِیاِی راستِین آنان و عرفاِی بالله فرود آوردم و از زلال معارف آنها قلب تفتِیدۀ ظمآن خوِیش را سِیراب نمودم و از بحار انوار علوم، چشم رمد دِیدۀ خوِیش را جلاء بخشِیدم.
سخنان سخِیف و وقِیح منکران، با آن ظواهر فرِیبنده و مظاهر غلطانداز بِیش از پِیش قباحت و سستِی و پوچِی خوِیش را بر من آشکار نمود و مرا در انتخاب مسِیر و استقامت بر عقاِید و مبانِی مکتب اهل بِیتِ وحِی، مصمّمتر و راسختر ساخت. و ادب برخاسته از حِیات طِیّبۀ «ادّبنِی ربِّی» را؛ اُسوه و الگوِی برخورد با عقاِید و باورهاِی دِیگران نمودم، بنابراِین با آغوش باز و فراغ بال و آرامش خِیال به استقبال سخنان و گفتههاِی آنان مِیروم.
در مکتب اهل بِیت، حق به جاِی رقّ و تحقِیق به عوض تحقِیر و حُرِیّت به جاِی خرِیّت و صدق در مقابل کذب و اتّهام؛ و صفاء در تضاد با عناد و لجاج؛ و