گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٢ - سفارش ملاصدرا، راجع به کتمان اسرار از نااهل
مما ِیعدّ الطالب لسلوک سبِیل المعرفة و الوصول إلِی الأسرار «اِینها از آن چِیزهاِیِی است که براِی طالب مُعدِ مِیشود راه معرفت را بپِیماِید و وصول به اسرار پِیدا کند» إن کان مقتدِیًا بطرِیقة الأبرار متّصفًا بصفات الأخِیار «اگر مقتدِی به طرِیقت ابرار باشد، متصّف به صفات اخِیار باشد، اِینها هم مُعدّند» اِینها همه کمک هستند، اِینها راه را باز مِیکنند، حالا خودت باِید بروِی. جاده را اسفالت مِیکنند حالا خودت باِید بروِی، دِیگر جاده را از آن سنگ و پِیچِیدگِی و رِیگ و شن و رمل، پاک مِیکنند، خودت باِید بقِیّهاش را بروِی. وقتِی جاده هموار شد، انسان باِید حرکت کند. اِینها همه راه را نشان مِیدهند، علاماتِی تا فلان شهر هستند چند کِیلومتر است، چند تا پِیچ دارد، اِینها همه حکاِیت مِیکنند از آن وقاِیع نفس الأمر و انسان باِید خودش حرکت کند و اِینها را به عنوان چراغ راهنما انتخاب کندولِیعلم أنّ معرفة الله تعالِی و علم المعاد و علم طرِیق الآخرة، لِیس المراد بها الاعتقاد الذِی تلقاه العامِی أو الفقِیه وراثة و تلقفًا «باِید بدانِید اِینکه معرفت خداوند متعال و علم به معاد و علم به راه آخرت مراد اعتقادِی که عامِی آن را تلقِی مِیکند و ِیا فقِیه وراثة وتلقفاً همِینطورِی زود آن را اخذ مِیکند نِیست» فانَّ المشغوف بالتقلِید و المجمود علِی الصورة «و آن کسِی که خوشحال است تقلِید کرده و بر صورت مجمود است و به حقِیقت نرسِیده است» لم ِینفتح له طرِیق الحقائق «بر او باز نمِیشود، [راههاِی حقائق] » کما ِینفتح للکرام الإلهِیِین «همچنان که براِی کرام الهِیِّین، آن افرادِی که داراِی مقام و مرتبه هستند» ولا ِیتمثل له ما ِینکشف للعارفِین «متمثل نمِیشود آنچه را که براِی عارفِین، منکشف مِیشود» المستصغرِین لعالم الصورة «که عالم صورت را پست و کوچک مِیشمرند» و اللذات المحسوسة «و لذات محسوسه، را استصغار مِیکنند» من معرفة خلاّق الخلائق و حقِیقة الحقائق «آن معرفتِ خلاقِ خلائق است و معرفت حقِیقت حقائق است» و لا ما هو طرِیق تحرِیر