گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢١ - سفارش ملاصدرا، راجع به کتمان اسرار از نااهل
پِیدا کند از حِیث اشتمال بر تصورات غرِیبۀ لطِیفه. تصورات غرِیبه و لطِیفه، ممکن است در کلمات آنها باشد و چِیزهاِیِی پِیدا بشود و ما آشناِیِی با مطالب آنها هم داشته باشِیم و تصرّفات ملِیحة شرِیفة «ِیک تصرفات ملِیحه و شرِیفه» که نحوۀ توجِیه آنها، نحوۀ رد، نحوۀ جواب، را ذهن ممارست داشته باشد و پرورش پِیدا بکند با اِین ردّ و اِیراد و جواب و توجِیه و تأوِیل و با اِین کِیفِیّتها، اِینطور نباشد که فقط همِین طورِی بگوِیم و مثل قرآن رد شوم و بروم و جواب و اِیراد خِیلِی، در آن نباشد تعد نفوس الطالبِین للحق ملکة، لاستخراج المسائل المعضلة «نفوس طالبِین را ِیک ملکه براِی استخراج مسائل مشکله اِیجاد کنم» و تفِید أذهان المشتغلِین بالبحث «و اذهان مشتغلِین به بحث را فائده بدهد» اطلاعًا علِی المباحث المشکلة «مباحث مشکله را افاده کند» والحق أنَ أکثر المباحث المثبتة فِی الدفاتر المکتوبة فِیبطون الأوراق «حق اِین است که بِیشتر اِین مباحثِی که در دفاتر ثبت شده و مکتوب است در اوراق» ، إنما الفائدة فِیه مجرد الانتباه و الإحاطة بأفکار «همانا فائدهاش مجرد اِین است که انسان متوجه بشود و احاطه پِیدا کند» أولِی الدراِیة والانظار «و احاطه به افکار و به انظار پِیدا کند» لحصول الشوق إلِی الوصول «تمام اِینها براِی اِین است که انسان شوق به وصول پِیدا کند. نه اِینکه صرفاً بخواند. صرفاً بخواند فاِیدهاِی ندارد» لا الاکتفاء بانتقاش النفوس بنقوش المعقول أو المنقول «نه اِینکه فقط انسان بار کند سِینۀ دلش را از نقوشِی که معقول و منقول باشد» تا انسان مثلاً به حقِیقت فقه نرسد، هزارِی هم حالا رساله بنوِیسد چه فاِیده دارد. ِیا به مسائل حِکَمِی نرسد، اِین نقوشِی که در سِینهاش هست، مشکلِی حلّ نمِیکند. فانَّ مجردّ ذلک مما لا ِیحصل به إطمِینان القلب و سکون النفس «مجرد اِین خواندنها، براِی انسان اطمِینان قلب پِیدا نمِیشود وسکون نفس پِیدا نمِیشود» و راحة البال «و آساِیش قلب پِیدا نمِیشود» و طِیب المذاق «و مذاق انسان خوشبو نمِیشود» بل هِی