گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٩ - رسِیدن به گنجهاِی حقِیقت و معرفت نِیازمند مجاهدات نفسِی و عقلِی است
علِیم «و فوق هر صاحب علمِی، علِیمِی بدان» فافقهنَّ أنَّ من احتجب بمعلومه و أنکر ما وراء مفهومه «اِین را بدان کسِی که محجوب بشود به واسطۀ نورش، و انکار بکند ماوراء آنچه را که فهمِیده است» فهو موقوف علِی حدّ علمه «اِین دِیگر حرکت نمِیتواند بکند او به حدّ علمش باقِی مانده است» و عرفانه محجوب عن خباِیا أسرار ربّه و دِیّانه «اِین دِیگر از آن محجوب مِیشود ستارها جبروتِی که خداوند اِین را قرار داده است براِی اِینکه اِین اسرار در تحت آنها محفوظ بماند، دِیگر به آنها نمِیرسد» و إنِّی أِیضًا لا أزعم أنِی قد بلغت الغاِیة «من اِینطور گمان و ادعا نمِیکنم که به نهاِیت مطلب رسِیده باشم» فِیما أوردته کلا «اِینطور نِیست» فإنَّ وجوه الفهم لاتنحصر فِیما فهمت ولا تحصِی «وجوه فهم منحصر در آن که من فهمِیدم نِیست» و معارف الحق لا تتقِیّد بما رسمت و لا تحوِی «معارف حق مقِیّد به آنچه که من رسم کردم و جمع کردم نِیست» لأنّ الحق أوسع من أن ِیحِیط به عقل و حدّ و أعظم من أن ِیحصره عقد دون عقد «حق وسِیعتر است از اِینکه عقل و حدِّی به او احاطه پِیدا کند، وأعظم است از اِینکه او را عقدِی حصر کند» فإن أحللت بالعناِیة الربانِیة مشکلها «اگر با عناِیت ربانِیه مشکل از اِین معارفها باز کردم» و فتحت بالهداِیة الإلهِیة معضلها «و به واسطه هداِیت معضلش را باز کردم» فاشکر ربّک علِی قدر ماهداک من الحکم «حالا شکر خدا را بکن که به آن مقدار همتِی که به تو داده، به آن مقدار تو را هداِیت کرده است» و أحمده علِی ما أسبغ علِیک من النعم «حمد بر آن نعمِی که بر تو جارِی ساخته است» و اقتد بقول سِیّد الکونِین و مرآة العالمِین علِیه و علِی آله من الصلوات أنماها و من التسلِیمات أزکاها «و از تسلِیمات أزکاها بر او و آل او، که حضرت فرمود:» لاتؤتوا الحکمة غِیرأهلها «به دست غِیر اهلش حکمت را ندهِید» فتضلّوها «حکمت را از بِین مِیبرند و گمراهش مِیکنند» و لا تمنعوا أهلها