ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٤ - فرموده است حائك بن حائك
قدمهايش را با فاصله برمىداشت و چنين راه رفتنى مخصوص بافندگان بود و به كسى كه چنين راه مىرفت حائك و به زنى كه با تبختر راه مىرفت حائكه مىگفتند.
معناى نزديك به ذهن اين است كه اين كلمه استعاره بوده و چنان كه قبلًا توضيح داديم كنايه از نقص عقل اشعث باشد [١].
(٤٨٠٧- ٤٧٩٠) فرموده است: و اللّه لقد اسّرك الكفر مرّة و الاسلام اخرى و ما فداك من واحدة منهما مالك و لا حسبك.
اين كلام امام (ع) تأكيد مجدّدى است بر نقصان عقل اشعث و اشاره به اين است كه اگر عقلى مىداشت دو بار اسارت برايش پيش نمىآمد كه هيچ يك از مال و حسبش او را از اسارت نجات نداد. مقصود امام (ع) اين است كه مال و ثروتش از اسارت وى جلوگيرى نكرد، ولى منظور اين نيست كه بعد از اسارت فديه نداده باشد، زيرا اشعث يك بار در جاهليّتش فديه داد و آن وقتى بود كه پدرش كشته شد و او به خونخواهى پدرش برخاست و اسير شد، سپس سه هزار شتر فديه داد و آزاد گشت. اشعث با هفتاد مرد از قبيله كنده خدمت پيامبر رسيد و اسلام آورد. منظور امام از اسارت وى در دوران جاهليّت و كفر همين اسارت است. امّا اسارت او در زمان اسلامش بدين شرح است كه وقتى پيامبر (ص) از دنيا رفت اشعث در وادى حضرموت مرتدّ شد و قبيله خود را از پرداخت زكات منع كرد و از بيعت با ابو بكر سر باز زد. ابو بكر زياد بن لبيد را كه قبلًا فرماندار حضرموت بود براى سركوبى او فرستاد و سپس عكرمة بن ابى جهل را با گروه زيادى از مسلمانها به كمك وى فرستاد. زياد بن لبيد با اشعث و قبايل كنده چندين جنگ سخت انجام داد و بالاخره آنها را محاصره كرد و آنها به دژ خود پناه
[١] اگر شارح محترم از ابتدا حائك را از حيك مىگرفت كه به معناى تبختر و تكبّر است هيچ نيازى به نقل رواياتى كه اعتماد بر آنها بر عقل سنگين است پيش نمىآمد زيرا تبختر و تكبّر از نادانى است- م.