ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٠ - فرموده است اما و الذى خلق الحبة و برء النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء الى آخر
دو صفت بارز حق تعالى كه، فالق الحبّة و بارى النسمة، است آغاز مىكند.
صفت اوّل يعنى «فالق الحبّة» در قرآن كريم آمده است: فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى دليل اين كه امام (ع) خداوند را با «فالق الحبّه» و «بارئ النسمه» توصيف و تعظيم كرده آن است كه اين دو نشانه عظمت خداست، زيرا بيان كننده لطف آفرينش است و با كوچكى حجم، اسرار فراوانى از حكمت و تازگيهايى از صنع كه نشانه آفريننده حكيم مىباشد دارا مىباشند.
براى فالق الحبّ دو معنى نقل كردهاند به شرح زير:
١- ابن عباس و ضحّاك گفتهاند: «فالق الحبّ» يعنى خالق دانه، بنا بر اين معناى سخن امام (ع) كه فرمود: فلق الحبّه، همانند گفتار ديگر امام (ع) است كه فرمود: فطر الخلائق بقدرته.
٢- آنچه جمهور مفسّران گفتهاند اين است كه «فلق حبّه» شكافى است كه در وسط دانه قرار دارد. توضيح سخن مفسّران اين است كه چون نهايت كمال دانه گندم آن است كه بوته با ثمر شود به طورى كه براى حيوانات مفيد باشد، خداوند در وسط آن شكافى قرار داده است، تا وقتى در زمين مرطوب قرار گيرد و مدّتى بر آن بگذرد، از قسمت بالاى شكاف دانه، ساقه گياه به سمت هوا رشد كند و از قسمت پايين شكاف دانه ريشه آن به زمين فرو رود و ماده لازم را براى گياه جذب كند و در اين رويش و پويش تازگيهايى از حكمت به شرح زير است كه گواه بر وجود صانع حكيم و مدبّر است:
اوّل- اگر طبيعت اين دانه چنين است كه از عمق زمين به سمت بالا رشد كند، پس چگونه است كه هم به سمت بالا و هم به سمت پايين رشد مىكند؟
چون دو امر متضاد از يك دانه ظاهر مىشود مىفهميم كه اين كار تنها از طبيعت سر نمىزند، بلكه مقتضاى حكمت الهى است.
دوّم- ما در اطراف ريشههاى گياه نهايت ظرافت و لطافت را مىبينيم كه