ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٦ - فرموده است و اشهد ان لا اله الا الله
اين كلام، شريفترين كلامى است كه توحيد آفريدگار بدان اثبات مىشود.
ما در خطبه اوّل به زيبايى تركيب و اداى كامل مقصودى كه اين جمله در بردارد اشاره كرديم و خلاصه آن كه، اين كلام تمام مراتب توحيدى را در بردارد.
نحويان چنين پنداشتهاند كه در اين كلمه خبرى براى «لا» مقدّر است و تقدير كلام را چنين دانستهاند «لا اله لَنا الّا اللَّه» يا «لا الهَ موجودٌ الّا اللَّه» هر خبرى كه در اين جا در تقدير بگيريم كلمه را از آنچه كه افاده اطلاق مىكند خارج مىسازد. و معناى خاصّى كه در آن نيست به آن مىدهد و آن معنا چيزى است كه انسان مخصوص خود مىپندارد پس بهتر آن كه خبر لا، الّا اللَّه باشد و نيازى به تقدير كلمه زيادى نباشد.
براى كلمه لا اله الّا اللَّه فضايلى به ترتيب زير نقل شده است:
اوّل- گفته پيامبر (ص) كه فرمود برترين ذكر لا له الّا اللَّه، و برترين دعا الحمد للَّه است.
دوّم- ابن عمر از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمود: «بر اهل لا اله الّا اللَّه به هنگام مرگ و برانگيخته شدن در قيامت وحشتى نيست، گويا مىبينم اهل لا اله الَّا اللَّه را كه به هنگام نفخ صور موهاى سرشان را از خاك پاك مىكنند و مىگويند:
سپاس خدا را كه از ما غم را بر طرف ساخت.» [١]
سوّم- روايت شده است وقتى مأمون از مرو بازگشته و به عراق مىرفت به نيشابور رسيد و پيشاپيش او علىّ بن موسى الرضا (ع) بود. گروهى از بزرگان بپا خاستند و گفتند تو را به حق قرابتت با رسول خدا مىخوانيم، ما را حديثى كنى كه سودمند باشد. امام (ع) از پدرش و پدرش از پدرانش و پدرانش از رسول خدا و رسول خدا از جبرئيل و جبرئيل از خداوند متعال روايت كرد كه خداوند فرموده است: «كلمه لا اله الّا اللَّه دژ محكم من است پس هر كه داخل دژ استوار من
[١] ليس على اهل لا اله الا اللّه وحشة فى الموت و لا عند النشر و كانّى انظر الى اهل لا اله الا اللّه عند الصّيحة ينفضون شعورهم من تراب و يقولون الحمد للّه الّذى اذهب عنّا الحزن.