ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧١ - بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
به وسوسه ابليس و كوشش او براى گمراه كردن فرزندان آدم دنيا دار بلا و زندان نيكوكاران است، چنان كه امام (ع) فرمود: «دنيا زندان مؤمن و بهشت كافران است [١]».
در ذكر اين داستان هشدار بزرگى است براى پرهيز از گناهان، توضيح اين حقيقت به چند صورت زير است.
١- هر كس آنچه را بر آدم به خاطر لغزش وى گذشته است درك كند از انجام گناه بشدّت مىترسد. شاعر در اين زمينه گفته است:
|
يا ناظرا نورا بعينى راغد |
و مشاهدا للامر غير مشاهد |
|
|
تصل الذنوب الى الذنوب و ترتجى |
درك الجنان و نيل نور العابد |
|
|
انسيت انّ اللّه اخرج آدما |
منها الى الدنيا بذنب واحد [٢] |
|
از فتح موصلى نقل شده: ما مردمى بهشتى بوديم ابليس ما را اسير كرد و به دنيا آورد. بنا بر اين بهره ما جز غم و اندوه چيزى نيست تا زمانى كه به دنياى ديگر برگشته و به بهشتى رويم كه از آنجا رانده شدهايم.
٢- بر حذر داشتن از استكبار و حسد و حرص. قتاده در تفسير اين سخن حق تعالى (وَ إِذْ قُلْنا) گفته است: ابليس اين دشمن خدا در باره آنچه خداوند تعالى به آدم داده بود حسد ورزيد و ادّعا كرد كه من از جنس آتشم و آدم از خاك و بدين طريق خود را برتر دانست و همين حرص و حسد را در قلب فرزندان آدم القا مىكند تا آنها را به كارهاى زشت وا دارد.
[١] الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر.
[٢] اى كسى كه نور و روشنى را با دو چشم متنعّم «از ديدگاه شخص متنعّم» مىنگرى و با اين كه چيزى را مشاهده مىكنى گويا آن را نمىبينى.
گناه را از پى گناه انجام مىدهى و اميدوارى كه بهشت را درك كنى و به نور عبادت كنندگان دست يابى.
آيا فراموش كردى كه خداوند آدم را با يك گناه از بهشت خارج كرده و به دنيا فرستاد.