ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٨ - بحث سوم - لازمه استعارههاى ياد شده فوق ملاحظه امور ديگرى نيز هست،
ايستادگى و معلّق بودنش مربوط به قدرت صانع و ايجاد كنندهاش مىباشد.
ويژگى ديگر اين كه قبّه آسمان به روشنايى ستارگان كه زيباترين و كاملترين است مزيّن شده است. اگر صورت ستارگان در فلك وجود نداشت سطح تاريك و بدون نورى باقى مىماند. چون خداوند تعالى اين ستارگان درخشان را بر سطح آسمان آفريد آسمان با نور و ضوء ستارگان درخشان شد. چنان كه ابن عبّاس در معناى: بزينة الكواكب گفته است منظور روشنايى كواكب است. در حقيقت هر وقت ستارگان فروزان و نورانى را در سطح فلك ببينى و دقّت كنى مانند جواهراتى هستند كه بر سطحى از زمرّد نشانده شدهاند، آن طور كه حكمت الهى اقتضا مىكند، يا شبيه چيزى است كه شاعر گفته است:
|
و كانّ اجرام النجوم لوامعا |
درر نثرن على بساط ازرق [١] |
|
از جمله ويژگيهاى آسمان اين است كه خداوند متعال از جمله ستارگان دو ستاره ديگر كه بزرگترين و درخشانترين و كاملترين نور را دارند آفريده است.
با وجود دارا بودن تمام زيبايى و حسن يكى را روشنايى روز و ديگرى را روشنايى شب قرار داده است. و سقف آسمان را ساكن نساخته بلكه آن را متحرّك قرار داده است تا اثر صنع خدا آشكارتر و خلقت حكيمانه او بديعتر جلوه كند، به علاوه سقف آسمان را يك طبقه قرار نداده است بلكه طبقات بيشترى خلق كرده و در هر طبقهاى گروهى از سپاهيان خود و خواصّ فرشتگان را اسكان داده است و ميان فرشتگان طبقه بالا و پايين حجاب عزّت و پردههاى قدرت را افكنده است. ساكنان طبقه پايين مجاز نيستند كه به طبقه بالا بنگرند چه رسد به اين كه شبيه مالك و خالقشان باشند، خداوند برتر است از آنچه كه ستمگران در باره او مىگويند.
[١] گويا جرم ستارگان درخشان درهايى هستند كه بر بساط كبود رنگى افشانده شدهاند.