ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣ - بحث چهارم در مورد مشترك در مورد الفاظ مشترك آيا جايز است كه لفظ مشترك را به كار بريم و همه معانى آن را منظور كنيم يا خير؟
دليل مخالفان استعمال لفظ مشترك در معناى جمع اين است كه مفهوم معناى جمع با مفهوم تك تك معانى مختلف است و بنا بر اين اگر واضع لفظى را براى دو معناى فردى قرارداد كرده باشد، يا چنين است كه يك بار هم جداگانه براى مجموع قرارداد كرده است يا چنين نيست. در صورتى كه لفظ را براى معناى جمعى قرارداد نكرده باشد به كار بردن لفظ در معناى جمعى خلاف قرارداد خواهد بود و جايز نيست. و بر فرض كه يك بار هم براى معناى جمعى قرارداد كرده باشد، اگر لفظ در معناى جمعى به كار رود و منظور فهماندن يكى از معانى افراد جمع باشد در اين صورت در يكى از مفاهيم جمع به كار رفته است نه در مفهوم جمع، و اگر هم معناى جمعى و هم معناى افراد اراده شده باشد غير ممكن است زيرا وقتى قصد معناى جمع را داريم نمىتوانيم قصد معناى افراد را جدا جدا داشته باشيم. و وقتى قصد معناى افراد را به طور جدا جدا داريم نمىتوانيم قصد معناى جمع را داشته باشيم و جمع بين اين دو قصد متناقض و غير ممكن است.
به نظر ما (شارح) در اين بحث مورد اختلاف روشن نيست. اگر مقصود اين باشد كه به كار بردن لفظ مشترك در معناى جمع به صورت مطابقه جايز است، سخن درستى نيست، زيرا استعمال لفظ مشترك به استعمال واحد هم براى جمع و هم براى فرد تناقض دارد. و اگر مقصود اين است كه لفظ مشترك را در معناى جمع براى افاده صرف معناى جمع به كار بريم جايز است، چون استعمال لفظ مشترك در معناى جمع به عنوان مطابقه رواست، و دلالت آن بر افراد دلالت ضمنى خواهد بود. ادعاى مخالف استعمال لفظ مشترك در معناى جمع اگر به اين دليل باشد كه «چون لفظ مشترك براى معناى جمع مثل معناى فرد قرارداد نشده است و اگر به كار رود حقيقت نيست» سخن درستى است. و اگر به كار بردن لفظ مشترك را در معناى جمع به صورت مجازى هم جايز نداند،