ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٠ - فرموده است رجل وكله الله الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل الى قوله بخطيئته
به رستگارى و سعادت بزرگى دست يافته است، زيرا شخص محبوب، مورد خشم و عذاب خدا قرار نمىگيرد و از حق تعالى دور نخواهد بود. پيامبر خدا (ص) فرموده است: «هر كس از غير خدا دل ببرد و فقط به او دل ببندد خداوند تمام هزينه زندگى او را تأمين مىكند و روزى او را از جايى كه خود گمان ندارد تأمين مىفرمايد و هر كس به دنيادل ببندد و فقط به آن اميد داشته باشد خداوند تعالى او را به دنيا وا مىگذارد». تحقّق يافتن توكّل به اين صورت است كه توكّل را در نفس خود كشف كنى و بايد اعتقاد قطعى داشته باشى كه تمام اسباب و مسبّبات به خداوند متعال مربوط است و خداوند متعال براى كفايت بندگان، علم و قدرت كامل دارد. و گذشت و بخشش و توجّه كامل به بندگان دارد، چون در آن سوى قدرت و دانش و عنايت او بخشش و عنايتى نيست و در اين صورت انسان هرگز به غير خدا، حتّى به خود و نيروهايش، توجهى ندارد، در اين موقع است كه انسان خود را بطور كامل تسليم خدا مىكند و از توكّل بر غير خدا بيزارى مىجويد. اگر در نفس خود اين حالت را نيافتى به اين دليل است كه تمام يا بعضى از عوامل و اسباب ياد شده ناتوان گرديده و يا نيروى واهمه در معارضه با يقين پيروز شده است. تفاوت درجه و ميزان توكّل بر خدا، در اشخاص بستگى به ضعف و شدّت و كم و زيادى همين عوامل دارد.
(٤٣١١- ٤٣٠٧) دوّم- شخص مورد خشم خدا از راه راست منحرف است، يعنى از راه عدالت و طريق مستقيم حق و چنان كه دانسته شد جور، تجاوز از عدل است كه عدل خود فضيلت مىباشد.
(٤٣١٧- ٤٣١٢) سوّم- شخص مورد خشم خداوند سرگرم سخنان بدعتآميز است، يعنى بدانچه در دلش مىگذرد مغرور است و سخنان جديد و نوى كه ريشه در دين ندارد بيان مىكند و به وسيله آن مردم را به گمراهى و انحراف از راه راست دعوت مىكند. آنچه اكنون مىگوييم از آنچه كه در شماره قبلى گفتيم به دست مىآيد،