ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٥ - و اما در باره داستان مربوط به اين خطبه كه مردى از اهل سواد،
دستور رجم او را صادر مىكند، يكى از آن چهار نفر شاهد، در سنگسار زانى شركت مىكند و سه نفر ديگر شركت نمىكنند، پس از بازگشت از سنگسار كردن، آن مرد شاهد قبل از آن كه زانى بميرد از شهادت خود باز مىگردد و سه نفر ديگر بعد از مرگ زانى از شهادتشان بر مىگردند. ديه اين مرد بر كيست؟
امام (ع) فرموده: بر آن مرد شاهد كه در سنگسار شركت كرده و ديگر افراد سنگسار كننده.
٨- دو نفر يهودى به مسلمان شدن يك يهودى شهادت مىدهند، آيا شهادتشان قبول است؟ امام (ع) فرمود شهادتشان پذيرفته نيست زيرا يهود تغيير دادن دين خدا و گواهى دادن به ناحق را جايز مىدانند.
٩- دو نفر نصرانى شهادت مىدهند كه يك فرد نصرانى، يا يهودى، يا مجوسى مسلمان شده است شهادت اين دو نفر چگونه است؟
امام (ع) فرمود شهادت آنها به دليل فرموده خداوند متعال كه مىفرمايد:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا» [١] قابل قبول است، آن كه از عبادت تكبّر نكند شهادت دروغ نمىدهد.
١٠- كسى دست ديگرى را قطع مىكند و چهار نفر شاهد در محضر حاكم بر قطع دست شهادت مىدهند و نيز شهادت مىدهند كسى كه دستش قطع شده زناى محصنه انجام داده است. حاكم تصميم مىگيرد مرد زناكار را رجم كند امّا او قبل از سنگسار شدن مىميرد، آيا ديه دست او بر قطع كننده واجب است؟
امام (ع) فرمود تنها ديه دست بر كسى كه دست را قطع كرده لازم است.
امّا اگر شهادت دهند كه دزدى كرده به ميزانى كه موجب حدّ مىشود، ديه دست او بر قطع كننده آن واجب نيست. خدا از همه داناتر است.
[١] سوره مائده (٥): آيه (٨٢): مسيحيان را نزديكترين كسان به مؤمنان مىيابى همانها كه مىگويند ما نصرانى هستيم.