ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٣ - فرموده است و قام معه بنو ابيه يخضمون مال الله تعالى خضم الابل نبتة الربيع
٣- از طرق مختلف روايت شده است كه ابو موسى اشعرى مال زيادى از بصره براى عثمان فرستاد و او ميان فرزندان و خانوادهاش تقسيم كرد. در اين هنگام زياد بن عبيد نوكر حرث بن كلات ثقفى در نزد عثمان بود، وقتى اين كار را ديد گريه كرد. عثمان به وى گفت گريه نكن، عمر براى رضاى خدا بيت المال را به اقوامش نمىداد و من براى رضاى خدا به خانواده و اقربايم مىبخشم.
٤- روايت شده است كه عثمان حكم بن ابى العاص را مأمور جمع آورى صدقات قضاعه كرد كه بالغ بر سيصد هزار دينار شد و عثمان همه آنها را به حكم بن ابى العاص بخشيد.
٥- ابو مخنف روايت كرده است كه عبد اللّه بن خالد بن اسيد از مكّه با عدّهاى بر عثمان وارد شدند. عثمان دستور داد كه سيصد هزار درهم به عبد اللّه بدهند و به هر يك از افرادى كه همراه او بودند نيز صد هزار دينار و اين دستور را به عبد اللّه بن ارقم كه رئيس بيت المال بود نوشت، عبد اللّه ارقم اين مقدار را زياد دانست و نامه او را ردّ كرد. عثمان به او گفت چه چيز سبب شد كه نامه مرا رد كنى با اين كه تو خزانهدار من هستى؟ عبد اللّه پاسخ داد من مسئول بيت المال مسلمين هستم و نه خزانهدار تو، و اگر خزانهدار تو بودم غلام تو بودم و من كار بيت المال مسلمين را هرگز براى تو انجام نمىدهم. سپس كليدهاى بيتالمال را آورد و بر منبر آويخت و عثمان كليدها را به نوكرش «نائل» سپرد.
واقدى روايت كرده كه پس از اين جريان عثمان به زيد بن ثابت امر كرد كه از بيت المال سيصد هزار درهم براى عبد اللّه بن ارقم ببرد. زيد بن ثابت با پول نزد عبد اللّه رفت و به او گفت: اى ابا محمد، امير المؤمنين عثمان مرا نزد تو فرستاد و نظرش اين است كه ما تو را از تجارت بازداشتيم و تو وابستگان نيازمندى دارى، اين پول را بين آنها تقسيم، و با آن زندگيت را تأمين كن! عبد اللّه گفت من به تو نيازى ندارم، من كار بيت المال را براى بخشش عثمان انجام ندادم، علاوه بر اين