ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٥ - فرموده است لا يقاس بآل محمد(ص) من هذه الامة احد، الى آخر
كنند و به هدايت آنها به عنايت خداوند دست پيدا كنند، و اين كه فرموده است:
و لهم خصائص حق الولاية، اشاره به اين است كه سرپرستى امور مسلمين و جانشينى رسول خدا (ص) داراى ويژگيهاى خاصّى است كه فقط در آل رسول موجود است و شرايطى دارد كه بايد شخص اهليّت و استحقاق آن شرايط را داشته باشد و آن ويژگيها چنان كه قبلًا بيان شد فضايل چهارگانه نفسانى هستند و بىشك آن فضايل را امام (ع) داراست. هر چند تمام يا بعضى از اين فضايل در غير آل نبى موجود باشد محققاً از آنها اقتباس شده است و آيا دريا با قطرات آن قابل مقايسه است؟
(٢٥١٣- ٢٥٠٩) فرموده امام (ع): و فيهم الوصيّة و الوراثة، اشاره به اين است كه جانشينى رسول خدا به آن حضرت اختصاص دارد و وراثت آن بزرگوار مخصوص اهل بيت پيامبر است.
گفتهاند امام (ع) از وراثت چيزى را قصد كرده است كه از خلافت مهمتر است.
(٢٥٢٣- ٢٥١٤) اين كه فرمود: الآن اذ رجع الحق الى اهله و نقل الى منتقله، اشاره به اين است كه با اين كه او شايسته خلافت بوده است خلافت در نزد ديگران بوده است و حال كه امامت به آن حضرت بازگشته، پس از آن كه در دست ديگران بوده است بايد به آن حضرت رجوع شود احتمال دارد كه مراد از حق، حقّ ديگرى غير از امامت باشد ولى آنچه در اين جا به ذهن متبادر مىشود حق امامت است.