ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٠ - شرح
مىباشند، مردم به آنها پناه مىبرند و دين به وسيله آنها استقرار و استحكام مىيابد و جمله: عيبة علمه، مرادف «موضع سرّه» است. در عرف گفته مىشود فلان شخص عيبة علم است وقتى كه جايگاه اسرار باشد.
كلمه «عيبة» استعاره از نفوس شريف امامان است. وجه شباهت نيز روشن است. همان طور كه شأن عيبة حفظ و نگهدارى چيزى است كه به او سپرده مىشود و از تلف و آلودگى آن را حفظ مىكند، ذهن پاك امامان (ع) نگهدارنده علم خدا از نابودى و نگهدارنده آن از ذهن ناشايستگان است. به اين دليل استعاره آوردن لفظ «عيبة» براى ذهن امامان (ع) استعاره زيبايى است، و منظور از اين كه آل پيامبر مرجع حكمتهاى خدا هستند. اين است كه هر گاه حكمت از ذهن ديگران برود براى يافتن حكمت بايد بدانها رجوع كنند، و بايد از آنها بخواهند و بايد از آنها به دست آورند.
و معناى اين كه آنها پناهگاه كتب الهى هستند اين است كه آل رسول (ع) كتب الهى را حفظ كرده، درس مىدهند و تفسير مىكنند، علم و تأويل كتب الهى نزد آنهاست. كلمه كتب اشاره به قرآن و كتابهاى آسمانى قبل از قرآن مىباشد، چنان كه در جاى ديگر از امام (ع) نقل شده است كه: «اگر براى من جايگاهى قرار دهند و بر آن بنشينم ميان اهل تورات به توراتشان، و ميان اهل انجيل به انجيلشان، و ميان اهل زبور به زبورشان، و ميان پيروان قرآن به قرآنشان داورى خواهم كرد. به خدا سوگند هيچ آيهاى در صحرا يا دريا يا كوه و دشت يا آسمان و زمين يا شب و روز نازل نشده، مگر اين كه من مىدانم در باره چه كسى و چه وقتى نازل شده است». استعاره لفظ كهف شبيه استعاره لفظ عيبة براى امامان (ع) است.
مقصود از اين كه آل رسول جبال دين پيامبرند اين است كه از وساوس شياطين و تبديل و تحريف دين به امامان پناه برده مىشود، چنان كه شخص