ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٥ - ٥ - تفهم
حضور قلب هنگامى حاصل مىشود كه عظمت كلامى كه تلاوت مىكنى دريابى و با خواندن آن شادمان گشته و به آن انس گرفته و غفلت نكنى، چه اگر تلاوت كننده اهل باشد، در قرآن چيزهايى وجود دارد كه دل به آن انس پيدا مىكند و چگونه با انديشه كردن در غير قرآن مىتوانى با آن انس پيدا كنى در حالى كه قرآن باغ عارفان و چمن اوليا و ميدان تحرّك صاحبان خرد است.
٤- تدبير-
تدبير حالتى است بالاتر از حضور قلب زيرا انسان گاهى توجّه به غير قرآن ندارد ولى به شنيدن قرآن اكتفا كرده و در آن تدبّر نمىكند، با اين كه مقصود از تلاوت قرآن بنا به گفته حق متعال تدبّر است آنجا كه مىفرمايد:» أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها [١]، و باز مىفرمايد: أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً [٢]، و باز فرموده است: رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا.
دقّت در باره قرآن انسان را توانايى مىبخشد كه در باطن معناى آن بينديشد. پيامبر (ص) فرموده است: «در عبارتى كه در آن فهم نباشد خيرى نيست و قرائت محسوب نمىشود اگر تدبّر در آن نباشد و اگر انديشيدن جز با تكرار برايتان ممكن نيست تكرار كنيد [٣]».
از ابو ذر روايت شده است: «پيامبر خدا (ص) شبى را به قيام گذراند و مكرّر اين آيه را تلاوت مىكرد إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [٤].
٥- تفهّم-
تفهّم، آن است كه تلاوت كننده قرآن از هر آيهاى آنچه را كه
[١] سوره محمّد (٤٧): آيه (٢٤): آيا در قرآن تدبّر نمىكنند يا بر دلهايشان قفل زده است؟
[٢] سوره نساء (٤): آيه (٨٢): آيا در قرآن نمىانديشند يا تدبّر نمىكنند اگر از نزد غير خدا مىبود در آن اختلاف فراوانى بود.
[٣] لا خير فى عبارة لا فقه فيها و لا فى قراءة لا تدبّر فيها و اذا لم يمكن التّدبّر الا بالترديد فليردّ.
[٤] سوره مائده (٤): آيه (١١٨): قام رسول (ص) ليلة يردّ قوله تعالى: اگر آنها را عذاب كنى آنها بندگان تو هستند و اگر آنها را بيامرزى تو عزيز و حكيم هستى.