ترجمه شرح نهج البلاغه
(١)
مقدمه مترجمان
١ ص
(٢)
مقدمه شارح
٣١ ص
(٣)
قاعده اول در باره الفاظ است
٣٨ ص
(٤)
قسم اول - در دلالت الفاظ و اقسام و احكام آن است
٣٨ ص
(٥)
فصل اول در باره دلالت داشتن لفظ بر معناى خود مىباشد
٣٨ ص
(٦)
بحث اول دلالت لفظ بر تمام معناى قراردادى خود و يا بر جزئى از معناى قراردادى خود
٣٨ ص
(٧)
بحث دوم در باره دلالت لفظ است دلالت لفظ بر معناى مطابقهاى بر حسب قراردادى است كه وضع شده
٣٩ ص
(٨)
بحث سوم در باره دلالت لفظ
٤٠ ص
(٩)
بحث چهارم دلالت لفظ دلالت كردن لفظ بر معناى حقيقى همان دلالت وضعى و قراردادى است،
٤٠ ص
(١٠)
فصل دوم تقسيم لفظ و بحثهاى آن
٤١ ص
(١١)
بحث اول تقسيم لفظ به مفرد و مركب
٤١ ص
(١٢)
بحث دوم تقسيم لفظ مفرد به مفهوم جزئى و كلى
٤٢ ص
(١٣)
بحث سوم تقسيم كلى يا بر تمام ماهيت(چيستى) يا بر جزئى از ماهيت و يا بر امرى خارج از ماهيت شيء دلالت مىكند
٤٣ ص
(١٤)
بحث چهارم در باره الفاظ لفظ و معنى يا متحدند
٤٥ ص
(١٥)
بحث پنجم در باره تقسيم لفظ به اسم و فعل و حرف و بعضى تقسيمات ديگر
٤٨ ص
(١٦)
بحث ششم تقسيم لفظ به جمله خبرى، امرى و غيره
٤٩ ص
(١٧)
بحث هفتم در باره دلالت الفاظ مفهوم لفظ گاهى مفرد است و گاهى مركب
٤٩ ص
(١٨)
بحث هشتم در باره الفاظ(معناى دلالت التزامى و تابعى لفظ مفرد و مركب)
٥٠ ص
(١٩)
فصل سوم در مورد اشتقاق كلمه است و در آن بحثهايى وجود دارد
٥١ ص
(٢٠)
بحث اول در باره معناى حقيقى اشتقاق است و آن عبارت از گرفتن لفظى از لفظ ديگر است
٥١ ص
(٢١)
بحث دوم اهل علم اختلاف نظر دارند كه آيا جايز است مشتق(مثلا صفتى) بر مصداق صدق كند
٥٢ ص
(٢٢)
بحث سوم دانشمندان اختلاف دارند كه آيا شرط صدق مشتق بر معنايى، استمرار معناى مشتق منه آن است يا خير؟
٥٣ ص
(٢٣)
بحث چهارم دانشمندان در باره آن معانى كه قائم به محلى باشد،
٥٤ ص
(٢٤)
بحث پنجم مفهوم مشتق مانند راه رونده(ماشى) به معنى چيزى است كه داراى حركت باشد
٥٥ ص
(٢٥)
فصل چهارم بحثهايى در باره مترادف و تأكيد
٥٥ ص
(٢٦)
بحث اول در ماهيت و تعريف آن دو است
٥٥ ص
(٢٧)
بحث دوم در موجبات ترادف است
٥٦ ص
(٢٨)
بحث سوم آيا جايز است يكى از دو لفظ مترادف را به جاى ديگرى به طور دائم بكار بريم يا نه؟
٥٧ ص
(٢٩)
تتمه
٥٨ ص
(٣٠)
بحث چهارم در اقسام تأكيد لفظ تأكيد كننده يا مقدم بر تأكيد شده است يا مؤخر از آن
٥٨ ص
(٣١)
بحث پنجم در پسنديده بودن استعمال تأكيد در مورد پسنديده بودن تأكيد،
٥٨ ص
(٣٢)
فصل پنجم بحثهايى در مشترك
٥٩ ص
(٣٣)
بحث اول اين بحث در باره سه امر است تعريف، امكان وقوع، وجود داشتن مشترك
٥٩ ص
(٣٤)
بحث دوم در اقسام مشترك
٦٠ ص
(٣٥)
بحث سوم در سببهاى اشتراك
٦١ ص
(٣٦)
بحث چهارم در مورد مشترك در مورد الفاظ مشترك آيا جايز است كه لفظ مشترك را به كار بريم و همه معانى آن را منظور كنيم يا خير؟
٦٢ ص
(٣٧)
بحث پنجم در باره قرينهاى نباشد كه مقصود گوينده لفظ مشترك را تعيين مىكند
٦٤ ص
(٣٨)
قسم دوم - در باره زيباييهاى الفاظ است
٦٦ ص
(٣٩)
و مقدمه داراى دو بحث است
٦٦ ص
(٤٠)
بحث اول در باره تعريف بلاغت و فصاحت است
٦٦ ص
(٤١)
بحث دوم در موضوع علم بلاغت و فصاحت
٦٧ ص
(٤٢)
مطلب اول اين مطلب در باره مفردات است
٦٩ ص
(٤٣)
مقدمه - بدان كه براى اشياء چهار مرتبه وجودى است
٦٩ ص
(٤٤)
باب اول در زيباييهايى است كه به خود لفظ بر مىگردد
٧٠ ص
(٤٥)
فصل اول در چيزهايى است كه به تك تك حروف و تركيب آنها و چگونگى كلمه مربوط است
٧٠ ص
(٤٦)
بحث اول در مخارج حروف است
٧٠ ص
(٤٧)
بحث دوم راجع به زيباييهاى سخن است كه از تك تك حروف و يا شروط تركيب آنها حاصل مىشود
٧٢ ص
(٤٨)
الف - محاسنى كه از حذف حروف به دست مىآيد
٧٢ ص
(٤٩)
ب - اعنات و آن التزام به رعايت حروف قبل از حرف روى يا رديف است
٧٣ ص
(٥٠)
ج - محاسن سخن به سبب شروط در تركيب باشد،
٧٣ ص
(٥١)
بحث سوم اين بحث در محاسن حروف مربوط به كلمات مفرده است
٧٤ ص
(٥٢)
فصل دوم از محاسن كلمات، مربوط به كلمات تركيبى
٧٤ ص
(٥٣)
نوع اول، جملاتى هستند كه داراى دو كلمهاند
٧٥ ص
(٥٤)
بحث اول - در مورد تجنيس(هم جنس بودن) است
٧٥ ص
(٥٥)
بحث دوم - كلمات در مورد مبدأ اشتقاق است
٧٩ ص
(٥٦)
بحث سوم - محاسن كلام در باره رد العجز على الصدر است
٧٩ ص
(٥٧)
بحث چهارم - قلب
٨٣ ص
(٥٨)
نوع دوم، تجنيس صورتى است كه بيش از دو كلمه نياز دارد
٨٣ ص
(٥٩)
بحث اول - در باره سجع است
٨٤ ص
(٦٠)
بحث دوم - تضمين مزدوج -
٨٥ ص
(٦١)
بحث سوم - ترصيع،
٨٥ ص
(٦٢)
باب دوم در باره دلالت قراردادى و معنوى است
٨٥ ص
(٦٣)
فصل اول در باره ويژگيهاى خبر و در آن چند بحث است
٨٦ ص
(٦٤)
بحث اول - تعريف خبر،
٨٦ ص
(٦٥)
بحث دوم - منظور ابتدائى از وضع الفاظ مفرد بيان مسماى آنها نيست،
٨٨ ص
(٦٦)
بحث سوم - فرق خبر دادن به وسيله اسم و خبر دادن به وسيله فعل
٨٩ ص
(٦٧)
بحث چهارم - در حكم مبتدا و خبر
٨٩ ص
(٦٨)
فصل دوم - دلالات معنوى در باره حقيقت و مجاز
٩٠ ص
(٦٩)
بحث اول - در معناى حقيقت و مجاز و تعريف آنها
٩٠ ص
(٧٠)
بحث دوم - در چگونگى تحقق مجاز است
٩١ ص
(٧١)
بحث سوم - اقسام مجاز
٩٢ ص
(٧٢)
بحث چهارم - در اقسام مجاز
٩٣ ص
(٧٣)
بحث پنجم - در باره مجاز
٩٦ ص
(٧٤)
بحث ششم - در باره انگيزه به كار بردن كلام مجازى
٩٦ ص
(٧٥)
بحث هفتم - در مورد جدايى حقيقت از مجاز
٩٨ ص
(٧٦)
فصل سوم - در باره تشبيه
٩٩ ص
(٧٧)
ركن اول در مورد طرفين تشابه است
٩٩ ص
(٧٨)
ركن دوم در تشبيه وجه شبه است
١٠٢ ص
(٧٩)
بحث اول - در اقسام وجه شبه
١٠٢ ص
(٨٠)
بحث دوم - در تقسيم وجه شبه
١٠٣ ص
(٨١)
بحث سوم - در بيان اين كه وجه شبه عقلى عمومىتر از وجه شبه حسى است
١٠٤ ص
(٨٢)
بحث چهارم - تشبيهى كه وجه شبه آن محسوس باشد كاملتر است از تشبيهى كه وجه شبه آن معقول باشد،
١٠٥ ص
(٨٣)
بحث پنجم - تشبيه از لحاظ وجه شبه به دو قسم مفرد و مركب تقسيم مىشود
١٠٦ ص
(٨٤)
بحث ششم - از مباحث تشبيهات در باره تشبيهاتى است كه در مفهوم و معنى متعدد و در عبارت مجتمع باشد
١٠٨ ص
(٨٥)
بحث هفتم - از مباحث تشبيهات - به لحاظ وجه شبه در تشبيه بايد مناسبت تشبيه رعايت شود،
١٠٩ ص
(٨٦)
بحث هشتم - از مباحث تشبيه در اكتساب وجه مشابهت است
١٠٩ ص
(٨٧)
ركن سوم در فايده تشبيه است
١١٠ ص
(٨٨)
ركن چهارم در خود تشبيه است
١١٣ ص
(٨٩)
بحث اول - تشبيه از اقسام مجاز نيست
١١٣ ص
(٩٠)
بحث دوم - در باره خود تشبيه است
١١٣ ص
(٩١)
بحث سوم - تشبيهى است كه در هيأتها روى مىدهد
١١٤ ص
(٩٢)
بحث چهارم - در مراتب تشبيه از جهت خفا و ظهور مىباشد
١١٥ ص
(٩٣)
بحث پنجم - تمثيل و مثل
١١٦ ص
(٩٤)
فصل چهارم در باره استعاره است
١١٧ ص
(٩٥)
ركن اول در حقيقت و احكام استعاره است
١١٧ ص
(٩٦)
بحث اول - بهترين تعريفى كه در باره استعاره گفته شده
١١٧ ص
(٩٧)
بحث دوم - در باره فرق ميان استعاره و تشبيه است
١١٨ ص
(٩٨)
بحث سوم - ترشيح و تجريد
١١٩ ص
(٩٩)
استعاره ترشيح
١١٩ ص
(١٠٠)
استعاره تجريدى
١١٩ ص
(١٠١)
بحث چهارم - استعاره بالكنايه
١٢٠ ص
(١٠٢)
بحث پنجم - شرط زيبايى استعاره،
١٢١ ص
(١٠٣)
ركن دوم در اقسام استعاره
١٢٢ ص
(١٠٤)
بحث اول - استعاره گاهى متكى به خود تشبيه است
١٢٢ ص
(١٠٥)
بحث دوم - در اقسام استعاره در صورتى كه استعاره به خود تشبيه متكى باشد
١٢٣ ص
(١٠٦)
قسم اول - لفظ محسوس را براى محسوس استعاره بياوريم
١٢٣ ص
(١٠٧)
قسم دوم - مستعار و مستعار له هر دو معقول باشند
١٢٤ ص
(١٠٨)
قسم سوم - استعاره آوردن لفظ محسوس براى معقول
١٢٥ ص
(١٠٩)
قسم چهارم - لفظ معقول براى لفظ محسوس به صورت استعاره به كار مىرود
١٢٥ ص
(١١٠)
فصل پنجم كنايه
١٢٦ ص
(١١١)
بحث اول - حقيقت معناى كنايه
١٢٦ ص
(١١٢)
بحث دوم - فرق ميان مجاز و كنايه،
١٢٧ ص
(١١٣)
مطلب دوم در نظم گفتار
١٢٧ ص
(١١٤)
فصل اول - تعريف نظم
١٢٨ ص
(١١٥)
فصل دوم - اقسام نظم
١٢٩ ص
(١١٦)
فصل سوم تقديم و تأخير كلمات در جمله
١٣٦ ص
(١١٧)
بحث اول - فايده تقديم و تأخير،
١٣٦ ص
(١١٨)
بحث دوم - تقديم و تأخير در استفهام
١٣٧ ص
(١١٩)
بحث سوم - تقديم و تأخير در حرف نفى
١٣٨ ص
(١٢٠)
بحث چهارم - تقديم و تأخير در خبر مثبت و منفى
١٣٩ ص
(١٢١)
بحث پنجم - تقديم و تأخير حرف نفى بر اسم عام
١٤٠ ص
(١٢٢)
بحث ششم - شمارش اقسام تقديم و تأخير،
١٤٠ ص
(١٢٣)
فصل چهارم فصل و وصل
١٤٤ ص
(١٢٤)
بحث اول - فايده عطف
١٤٤ ص
(١٢٥)
بحث دوم - عطف چند جمله بر چند جمله
١٤٦ ص
(١٢٦)
فصل پنجم در باره حذف و اضمار
١٤٧ ص
(١٢٧)
بحث اول - در باره حذف مفعول،
١٤٧ ص
(١٢٨)
بحث دوم - اختصار كلام ايجاز يا اختصار
١٤٩ ص
(١٢٩)
فصل ششم در احكام ان و انما و نظير اين دو،
١٥٠ ص
(١٣٠)
بحث اول - فوايد ان
١٥٠ ص
(١٣١)
فايده اول - ان گاهى دو جمله را به هم ربط مىدهد و از آن نظمى پديد مىآيد
١٥٠ ص
(١٣٢)
فايده دوم - داخل شدن ان بر ضمير شأنى كه پس از آن جمله شرطيه و يا غير آن بيان شود
١٥٠ ص
(١٣٣)
فايده سوم - ان اسم نكره را آماده مىكند كه مبتدا واقع شود
١٥١ ص
(١٣٤)
فايده چهارم - هر گاه ان بر جمله داخل شود گاهى ما را از خبر بىنياز مىكند،
١٥١ ص
(١٣٥)
بحث دوم - فايده انما
١٥١ ص
(١٣٦)
بحث سوم - هر گاه ما و الا بر جمله داخل شوند
١٥٤ ص
(١٣٧)
قاعده دوم در مورد خطابه
١٥٥ ص
(١٣٨)
بحث اول - تعريف خطابه و فايده
١٥٥ ص
(١٣٩)
بحث دوم - در موضوع خطابه و اجزاى آن است
١٥٧ ص
(١٤٠)
بحث سوم - پايههاى خطابه
١٥٩ ص
(١٤١)
بحث چهارم - در اقسام خطابه بر حسب اهداف آن
١٦٤ ص
(١٤٢)
بحث پنجم - امور مشترك در سه قسم خطابه
١٧١ ص
(١٤٣)
بحث ششم - محسنات خطابه
١٧٦ ص
(١٤٤)
خاتمه بحث خطابه
١٨٠ ص
(١٤٥)
قاعده سوم عهدهدار بيان اين مطلب است كه على(ع) داراى تمام فضايل انسانى است
١٨٣ ص
(١٤٦)
فصل اول اين فصل در فضايلى است كه در طول زمان براى آن حضرت حاصل شد
١٨٣ ص
(١٤٧)
الف - خويشاوندى با رسول خدا
١٨٣ ص
(١٤٨)
ب - پيش قدمى على(ع) در پذيرفتن اسلام
١٨٤ ص
(١٤٩)
ج - مبارزه آن حضرت با دشمنان خدا
١٨٤ ص
(١٥٠)
د - پيامبر(ص) فاطمه(ع) را به حضرت على(ع) تزويج فرمود
١٨٤ ص
(١٥١)
ه - داشتن فرزندانى مانند امام حسن و امام حسين(ع)
١٨٤ ص
(١٥٢)
و - سخن خداوند متعال حضرت عيسى(ع) مثل براى على(ع) قرار گرفته است
١٨٤ ص
(١٥٣)
ز - سخن حق تعالى در مورد اطعام طعام
١٨٥ ص
(١٥٤)
ح - روايت شده يامبر(ص) فرمود بار خدايا گوش على را اذن واعيه قرار بده
١٨٥ ص
(١٥٥)
ط - بنا بر قول تمام مسلمين پيامبر در حق آن حضرت فرموده است «خدايا حق را آنجا قرار بده كه على آنجا قرار دارد
١٨٥ ص
(١٥٦)
ى - حديث منزلت
١٨٦ ص
(١٥٧)
يا - به نقل تمام مسلمين اين سخن پيامبر «هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست »
١٨٦ ص
(١٥٨)
يب - پيامبر(ص) در باره على(ع) فرمود «شايستهترين شما براى قضاوت على(ع) است »
١٨٦ ص
(١٥٩)
يج - پيامبر(ص) فرمود «به من تمامى حكمتها و به على تمامى دانشها داده شد »
١٨٧ ص
(١٦٠)
يد - از طريق شيعه روايت شده است كه على(ع) در حيات پيامبر(ص) به فرمانروايى مؤمنان منصوب شد
١٨٧ ص
(١٦١)
يه - رسول خدا(ص) على(ع) را از آغاز عمر تا بالاترين مراتب كمالات نفسانى تربيت كرد
١٨٧ ص
(١٦٢)
فصل دوم - كمالات نفسانى على(ع)
١٩١ ص
(١٦٣)
بحث اول - امام على(ع) جامع كمالات قوه نظريه است
١٩١ ص
(١٦٤)
بحث دوم - بيان قوه عملى آن حضرت
١٩٢ ص
(١٦٥)
فصل سوم كرامات صادره از آن حضرت
١٩٥ ص
(١٦٦)
بحث اول - در مورد اخبار غيبى است كه از آن حضرت رسيده
١٩٦ ص
(١٦٧)
بحث دوم - صدور افعال خارق العاده از امام(ع)
٢٠١ ص
(١٦٨)
مقام اول - امكان و سبب افعال خارق العاده
٢٠١ ص
(١٦٩)
مقام دوم - وقوع فعل خارق العاده به وسيله امام(ع)
٢٠٦ ص
(١٧٠)
خطبه سيد رضى
٢٠٩ ص
(١٧١)
برگزيدهاى از سخنان على(ع)
٢٤١ ص
(١٧٢)
< 1001 > 1 - از خطبههاى آن حضرت عليه السلام است كه در ذكر ابتداى خلقت آسمان و زمين فرموده است
٢٤١ ص
(١٧٣)
فصل اول
٢٤٢ ص
(١٧٤)
معاني لغات
٢٤٢ ص
(١٧٥)
ترجمه
٢٤٣ ص
(١٧٦)
شرح
٢٤٤ ص
(١٧٧)
فرموده است الذى لا يبلغ مدحته القائلون < 1019 - 1013 >
٢٤٨ ص
(١٧٨)
فرموده است و لا تحصى نعمائه العادون
٢٥٠ ص
(١٧٩)
فرموده است و لا يؤدى حقه المجتهدون
٢٥٣ ص
(١٨٠)
فرموده است لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن
٢٥٥ ص
(١٨١)
فرموده است الذى ليس لصفته حد محدود و لا نعت موجود
٢٥٦ ص
(١٨٢)
فرموده است و لا وقت معدود و لا اجل ممدود
٢٥٨ ص
(١٨٣)
فرموده است الذى فطر الخلائق تا ميدان ارضه
٢٥٩ ص
(١٨٤)
فرموده است وتد بالصخور ميدان ارضه
٢٦١ ص
(١٨٥)
فرموده است اول الدين معرفته
٢٦٤ ص
(١٨٦)
فرموده است و كمال معرفته التصديق تا نفى الصفات عنه
٢٦٦ ص
(١٨٧)
فرموده است و من اشار اليه فقد حده و من حده فقد عده
٢٧٣ ص
(١٨٨)
فرموده است و من قال فيم فقد تا اخلى منه
٢٧٥ ص
(١٨٩)
فرموده است كائن لا عن حدث موجود لا عن عدم
٢٧٨ ص
(١٩٠)
فرموده است مع كل شيء تا لا بمزائلة
٢٨٠ ص
(١٩١)
فرموده است فاعل لا بمعنى الحركات و الآلة
٢٨١ ص
(١٩٢)
فرموده است بصير اذ لا منظور اليه من خلقه
٢٨٣ ص
(١٩٣)
فرموده است متوحد اذ لا سكن تا لفقده
٢٨٥ ص
(١٩٤)
فصل دوم در نسبت دادن ايجاد جهان به قدرت خداوند تعالى است و به طور اجمال و تفصيل بحث مىكند چگونگى بيان اين امر قصهاى در پوشش مدح مىباشد
٢٨٦ ص
(١٩٥)
لغات
٢٨٧ ص
(١٩٦)
ترجمه
٢٨٨ ص
(١٩٧)
شرح
٢٩٠ ص
(١٩٨)
فرموده است بلا روية أجالها تا اضطرب فيها
٢٩١ ص
(١٩٩)
فرموده است اجال الاشياء تا الزمها اشباحها
٢٩٣ ص
(٢٠٠)
فرموده است عالما بها قبل ابتدائها تا احنائها
٢٩٦ ص
(٢٠١)
فرموده است ثم انشاء سبحانه تا سبع سماوات
٢٩٨ ص
(٢٠٢)
بحث اول - آنچه از خلاصه اين فصل فهميده مىشود اين است كه خداوند مكانها و جايگاههايى را براى جريان آب مقدر فرموده
٢٩٨ ص
(٢٠٣)
بحث دوم - مشابه كلام امام(ع) در قرآن كريم آمده است،
٢٩٩ ص
(٢٠٤)
بحث سوم - در باره اين سخن امام(ع) است كه فرمود ادام مربها
٣٠١ ص
(٢٠٥)
بحث چهارم - قرآن كريم تصريح دارد به اين كه آسمان از دود ايجاد شده است
٣٠٥ ص
(٢٠٦)
بحث پنجم - متكلمان گفتهاند كه چون ظاهر قرآن و سخن على(ع) دلالت دارند بر اين كه آب اصل وجود آسمانها و زمين است
٣٠٦ ص
(٢٠٧)
فرموده است جعل سفلاهن تا و رقيم مائر
٣١٢ ص
(٢٠٨)
بحث اول - اين جمله امام(ع) به منزله شرح و تفسيرى براى كلمه فسوى مىباشد
٣١٢ ص
(٢٠٩)
بحث دوم - در اين فصل استعارههايى است كه در عبارت امام(ع) به كار رفته است
٣١٤ ص
(٢١٠)
بحث سوم - لازمه استعارههاى ياد شده فوق ملاحظه امور ديگرى نيز هست،
٣١٧ ص
(٢١١)
بحث چهارم - برهان عقلى و شرعى در اين مورد مطابقت دارند كه افلاك عالم 9 تاست
٣٢٠ ص
(٢١٢)
فرموده است ثم فتق ما بين السماوات تا و لا يشيرون اليه بالنظائر
٣٢٤ ص
(٢١٣)
بحث اول - اين فصل نيز در باره تفسير كلام امام(ع) فسوى منه سبع
٣٢٤ ص
(٢١٤)
بحث دوم - در تفسير آيه ا و لم ير الذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقناهما
٣٢٧ ص
(٢١٥)
بحث سوم - فرشتگان داراى انواع فراوان و مراتب متفاوتى به شرح زير مىباشند
٣٢٩ ص
(٢١٦)
بحث چهارم - امام(ع) انواع ديگرى از فرشتگان را نام برده است و به تفاوت مرتبهشان
٣٣٦ ص
(٢١٧)
فرموده است و منهم الثابتة في الارضين تا لقوائم العرش اكتافهم
٣٤٤ ص
(٢١٨)
فرموده است ناكسة دونه ابصارهم متلفعون تحته باجنحتهم
٣٤٧ ص
(٢١٩)
فرموده است مضروبة بينهم و بين من دونهم حجب العزة و استار القدرة
٣٤٩ ص
(٢٢٠)
فرموده است و لا يتوهمون ربهم بالتصوير
٣٤٩ ص
(٢٢١)
فرموده است و لا يجرءون عليه صفات المصنوعين
٣٥١ ص
(٢٢٢)
فصل سوم در كيفيت خلقت آدم(ع)
٣٥٢ ص
(٢٢٣)
لغات
٣٥٢ ص
(٢٢٤)
ترجمه
٣٥٤ ص
(٢٢٥)
شرح
٣٥٥ ص
(٢٢٦)
بحث اول - اين داستان را خداوند متعال در هفت سوره از قرآن كريم تكرار كرده است
٣٥٥ ص
(٢٢٧)
بحث دوم - خداوند متعال در موارد متعددى از قرآن كريم به خلقت آدم اشاره دارد
٣٥٧ ص
(٢٢٨)
بحث سوم - مسلمين اتفاق نظر دارند بر اين كه سجود فرشتگان براى آدم
٣٥٨ ص
(٢٢٩)
بحث چهارم - در باره فرشتگانى كه مأمور سجود براى آدم شدهاند اختلاف است
٣٦٠ ص
(٢٣٠)
٣٦٠ ص
(٢٣١)
بحث ششم - دانشمندان در علت دشمنى ابليس با آدم اختلاف نظر دارند
٣٦٢ ص
(٢٣٢)
بحث هفتم - اشاعره با توجه به داستان آدم و ابليس به دو وجه استدلال كردهاند كه خداوند تعالى كفر را در ميان كافران القا كرده است
٣٦٣ ص
(٢٣٣)
بحث هشتم - قفال گفته است اصل كلمه«تلقى» در كلام حق تعالى
٣٦٤ ص
(٢٣٤)
بحث نهم - در حقيقت توبه است
٣٦٦ ص
(٢٣٥)
بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
٣٦٩ ص
(٢٣٦)
فرموده است و الاشباه المؤتلفه و الاضداد المتعاديه تا و المسائة و السرور
٣٩٠ ص
(٢٣٧)
فرموده است استأدى الله سبحانه تا الا ابليس
٣٩١ ص
(٢٣٨)
فرموده است استحقاقا للسخطة و استماعا لبلية و انجازا للعده
٣٩٥ ص
(٢٣٩)
فرموده است ثم اسكن الله سبحانه و حذره ابليس و عداوته
٣٩٥ ص
(٢٤٠)
فرموده است فاغتره عدوه مرافقة الابرار
٣٩٧ ص
(٢٤١)
فرموده است فاستبدل بالجذل و تناسل الذرية
٤٠١ ص
(٢٤٢)
فصل چهارم
٤٠٤ ص
(٢٤٣)
لغات
٤٠٥ ص
(٢٤٤)
ترجمه
٤٠٥ ص
(٢٤٥)
شرح
٤٠٧ ص
(٢٤٦)
بحث اول - ضمير در كلمه«فى ولده» به آدم(ع) باز مىگردد يعنى خداوند از نژاد آدم(ع) انبيايى را برگزيد
٤٠٧ ص
(٢٤٧)
فرموده است و لم يخل سبحانه الى قوله خلفت الابناء
٤١٢ ص
(٢٤٨)
فرموده است رسل لا تقصر بهم قلة عددهم و لا كثرة المكذبين لهم
٤١٣ ص
(٢٤٩)
فرموده است من سابق سمى له من بعده
٤١٤ ص
(٢٥٠)
فرموده است مضت الامم و سلفت الآباء الى قوله من الجهالة
٤١٤ ص
(٢٥١)
فرموده است مأخوذا على النبيين ميثاقه
٤١٥ ص
(٢٥٢)
فرموده است و خلف فيكم ما خلقت الانبياء و لا علم قائم
٤٢٠ ص
(٢٥٣)
چون امام(ع) در اينجا يادى از كتاب عزيز فرموده است
٤٢١ ص
(٢٥٤)
بحث دوم - در فضيلت قرآن است
٤٢١ ص
(٢٥٥)
بحث سوم - در آداب تلاوت قرآن است
٤٢٣ ص
(٢٥٦)
1 - آن كه در حالى كه انسان تلاوت قرآن را مىشنود عظمت كلام خدا
٤٢٣ ص
(٢٥٧)
2 - تعظيم ص
٤٢٤ ص
(٢٥٨)
3 - حضور قلب و عدم توجه به امور دنيوى در وقت تلاوت
٤٢٤ ص
(٢٥٩)
4 - تدبير -
٤٢٥ ص
(٢٦٠)
5 - تفهم -
٤٢٥ ص
(٢٦١)
6 - تلاوت كننده بايد خود را از موانع فهم قرآن خالى گرداند
٤٢٨ ص
(٢٦٢)
7 - ويژگى هفتم تلاوت كننده اين است كه هر خطابى كه در قرآن از امر و نهى و وعد و وعيد آماده است به نفس خود اختصاص دهد
٤٣٤ ص
(٢٦٣)
ويژگى نهم - از ويژگيهاى ديگر تلاوت كننده قرآن ترقى است
٤٣٧ ص
(٢٦٤)
10 - تبرى
٤٣٨ ص
(٢٦٥)
فرموده است و خلف فيكم ما خلفت الانبياء و لا علم قائم
٤٣٩ ص
(٢٦٦)
فرموده است حلاله و حرامه و فضائله و فرائضه و
٤٤٠ ص
(٢٦٧)
فرموده است بين مأخوذ ميثاق فى علمه تا آخر
٤٤٤ ص
(٢٦٨)
فرموده است و مباين بين محارمه
٤٤٦ ص
(٢٦٩)
فصل پنجم
٤٤٧ ص
(٢٧٠)
لغات
٤٤٧ ص
(٢٧١)
ترجمه
٤٤٧ ص
(٢٧٢)
شرح
٤٤٨ ص
(٢٧٣)
بحث اول - فضيلت حج
٤٤٩ ص
(٢٧٤)
بحث دوم - آداب دقيق حج
٤٥٠ ص
(٢٧٥)
بحث سوم - وظايف قلبى حاجى در هر عمل از اعمال حج
٤٥٤ ص
(٢٧٦)
اما شوق -
٤٥٦ ص
(٢٧٧)
مقصود از عزم، حضور ذهنى است به اين كه تصميم بگيرد از زن و فرزند جدا شود
٤٥٧ ص
(٢٧٨)
اما زاد و توشه سفر حج
٤٥٨ ص
(٢٧٩)
اما جامه احرام و خريدن و پوشيدن آن -
٤٥٩ ص
(٢٨٠)
اما احرام و لبيك ميقات
٤٦٠ ص
(٢٨١)
اما ورود حاجى به مكه -
٤٦٠ ص
(٢٨٢)
اما طواف كعبه -
٤٦١ ص
(٢٨٣)
اما استلام حجر -
٤٦٢ ص
(٢٨٤)
اما آويختن به پرده كعبه و چسبيدن به آن -
٤٦٣ ص
(٢٨٥)
اما سعى بين صفا و مروه در آستانه كعبه -
٤٦٣ ص
(٢٨٦)
اما وقوف در عرفات -
٤٦٣ ص
(٢٨٧)
اما رمى جمره -
٤٦٤ ص
(٢٨٨)
اما قربانى -
٤٦٥ ص
(٢٨٩)
فرموده است و فرض عليكم حج بيته
٤٦٥ ص
(٢٩٠)
فرموده است و يألهون اليه ولوه الحمام
٤٦٦ ص
(٢٩١)
فرموده است جعله علامة لتواضعهم لعظمته و اذعانهم لعزته
٤٦٦ ص
(٢٩٢)
فرموده است و اختار من خلقه سماعا
٤٦٧ ص
(٢٩٣)
فرموده است و صدقوا كلمته
٤٦٨ ص
(٢٩٤)
فرموده است و وقفوا مواقف الانبياء
٤٦٨ ص
(٢٩٥)
فرموده است و تشبهوا بملائكته المطيفين بعرشه
٤٦٩ ص
(٢٩٦)
فرموده است و يحرزون الارباح فى متجر عبادته و يتبادرون عند موعد مغفرته
٤٦٩ ص
(٢٩٧)
فرموده است و جعله للاسلام علما
٤٦٩ ص
(٢٩٨)
فرموده است فرض عليكم حجه
٤٧٠ ص
(٢٩٩)
< 1002 > 2 - از خطبههاى حضرت على(ع) كه پس از بازگشت از جنگ صفين ايراد فرموده
٤٧١ ص
(٣٠٠)
فصل اول
٤٧١ ص
(٣٠١)
لغات
٤٧١ ص
(٣٠٢)
ترجمه
٤٧٢ ص
(٣٠٣)
شرح
٤٧٣ ص
(٣٠٤)
فرموده است انه لا يضل من هداه و لا يئل من عاداه و لا يفتقر من كفاه
٤٧٥ ص
(٣٠٥)
فرموده است فانه ارجح ما وزن و أفضل ما خزن
٤٧٥ ص
(٣٠٦)
فرموده است و اشهد ان لا اله الا الله
٤٧٥ ص
(٣٠٧)
فرموده است شهادة ممتحنا اخلاصها معتقدا مصاصها
٤٧٧ ص
(٣٠٨)
فرموده است نتمسك بها ابدا ما ابقانا و ندخرها لا هاويل ما يلقانا فانها عزيمة الايمان، الى قوله و مدحرة الشيطان
٤٧٨ ص
(٣٠٩)
فرموده است و اشهد ان محمدا عبده و رسوله
٤٧٩ ص
(٣١٠)
فرموده است ارسله بالدين المشهور، الى قوله و الامر الصادع
٤٨٠ ص
(٣١١)
فرموده است ازاحة للشبهات، الى قوله تخويفا بالمثلات
٤٨١ ص
(٣١٢)
فرموده است و الناس فى فتن انجذم فيها حبل الدين، الى قوله و قام لواؤه
٤٨٢ ص
(٣١٣)
فرموده است فى فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها و قامت على سنابكها
٤٨٤ ص
(٣١٤)
فرموده است فهم فيها تائهون
٤٨٥ ص
(٣١٥)
فرموده است فى خير دار و شر جيران
٤٨٥ ص
(٣١٦)
بخشى كه در شأن آل نبى(ص) است
٤٨٩ ص
(٣١٧)
لغات
٤٨٩ ص
(٣١٨)
ترجمه
٤٨٩ ص
(٣١٩)
شرح
٤٨٩ ص
(٣٢٠)
بخشى كه در باره مخالفان امام(ع) است
٤٩١ ص
(٣٢١)
لغات
٤٩٢ ص
(٣٢٢)
ترجمه
٤٩٢ ص
(٣٢٣)
شرح
٤٩٢ ص
(٣٢٤)
سخن امام(ع) كه فرمود زرعوا الفجور و سقوه الغرور،
٤٩٢ ص
(٣٢٥)
فرموده است لا يقاس بآل محمد(ص) من هذه الامة احد، الى آخر
٤٩٣ ص
(٣٢٦)
< 1003 > 3 - از خطبههاى آن حضرتش كه معروف به شقشقيه است
٤٩٦ ص
(٣٢٧)
مقدمه قبل از شرح
٤٩٧ ص
(٣٢٨)
لغات
٥٠٠ ص
(٣٢٩)
ترجمه
٥٠٢ ص
(٣٣٠)
شرح
٥٠٥ ص
(٣٣١)
مقصود از كلمه«فلان» در كلام امام(ع) ابو بكر است،
٥٠٥ ص
(٣٣٢)
واو در جمله و انه ليعلم حاليه است،
٥٠٥ ص
(٣٣٣)
فسدلت دونها ثوبا،
٥٠٧ ص
(٣٣٤)
و كلام ديگر امام(ع) كه فرمود و طويت عنها كشحا نيز استعاره است،
٥٠٧ ص
(٣٣٥)
فرموده است و طفقت ارتئى بين ان اصول بيد جذاء او اصبر على طخية عمياء
٥٠٧ ص
(٣٣٦)
فرموده است فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى
٥١٠ ص
(٣٣٧)
فرموده است ارى تراثى نهبا
٥١٠ ص
(٣٣٨)
فرموده است حتى مضى الاول لسبيله فادلى بها الى فلان بعده
٥١١ ص
(٣٣٩)
فرموده است فيا عجبا بينا هو ليستقيلها فى حياته اذ عقدها لآخر بعد وفاته
٥١٢ ص
(٣٤٠)
فرموده است قوله لشد ما تشطرا ضرعيها
٥١٣ ص
(٣٤١)
فرموده است يغلظ كلامها و يخشن مسها
٥١٤ ص
(٣٤٢)
فرموده است و يكثر العثار و الاعتذار منها
٥١٤ ص
(٣٤٣)
فرموده است فصاحبها كراكب الصعبة ان اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحم
٥١٥ ص
(٣٤٤)
فرموده است فمنى الناس لعمر الله بخبط و شماس و تلون و اعتراض
٥١٧ ص
(٣٤٥)
فرموده است حتى اذا مضى لسبيله جعلها فى جماعة زعم انى احدهم
٥١٨ ص
(٣٤٦)
فرموده است لكنى اسففت اذ اسفوا و طرت اذ طاروا
٥٢١ ص
(٣٤٧)
فرموده است فصغا رجل لضغنه
٥٢١ ص
(٣٤٨)
و سخن ديگر امام(ع) كه فرمود مال الاخر لصهره،
٥٢١ ص
(٣٤٩)
اين كه امام(ع) مىفرمايد مع هن و هن،
٥٢١ ص
(٣٥٠)
فرموده است الى ان قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه
٥٢١ ص
(٣٥١)
فرموده است و قام معه بنو ابيه يخضمون مال الله تعالى خضم الابل نبتة الربيع
٥٢٢ ص
(٣٥٢)
فرموده است الى أن انتكث فتله و اجهز عليه عمله و كبت به بطنته
٥٢٤ ص
(٣٥٣)
فما راعنى الا و الناس كعرف الضبع الى، ينثالون على من كل جانب
٥٢٥ ص
(٣٥٤)
فرموده است حتى لقد وطئ الحسنان و شق عطفاى
٥٢٦ ص
(٣٥٥)
فرموده است مجتمعين حولى كر بيضة الغنم
٥٢٧ ص
(٣٥٦)
فرموده است فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و فسق اخرون
٥٢٧ ص
(٣٥٧)
فرموده است كانهم لم يسمعوا كلام الله يقول«تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين
٥٢٨ ص
(٣٥٨)
فرموده است اما و الذى خلق الحبة و برء النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء الى آخر
٥٢٩ ص
(٣٥٩)
فرموده است لالقيت حبلها على غاربها
٥٣٢ ص
(٣٦٠)
فرموده است و لسقيت آخرها بكأس اولها
٥٣٢ ص
(٣٦١)
فرموده است و لالفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عطفة عنز
٥٣٣ ص
(٣٦٢)
و اما در باره داستان مربوط به اين خطبه كه مردى از اهل سواد،
٥٣٣ ص
(٣٦٣)
< 1004 > 4 - از خطبههاى آن حضرت
٥٣٦ ص
(٣٦٤)
لغات
٥٣٦ ص
(٣٦٥)
ترجمه
٥٣٧ ص
(٣٦٦)
شرح
٥٣٧ ص
(٣٦٧)
فرموده است بنا اهتديتم فى الظلماء
٥٣٨ ص
(٣٦٨)
فرموده است تسنمتم العلياء
٥٣٨ ص
(٣٦٩)
فرموده است و بنا انفجرتم عن السرار
٥٣٨ ص
(٣٧٠)
فرموده است وقر سمع لم يفقه الواعية
٥٣٨ ص
(٣٧١)
فرموده است كيف يراعى النبأ من اصمته الصيحة
٥٣٩ ص
(٣٧٢)
فرموده است ربط جنان لم يفارقه الخفقان
٥٤٠ ص
(٣٧٣)
فرموده است ما زلت انتظر بكم عواقب الغدر و اتوسمكم بحلية المغترين
٥٤١ ص
(٣٧٤)
فرموده است سترنى عنكم جلباب الدين
٥٤٢ ص
(٣٧٥)
فرموده است بصرنيكم صدق النية
٥٤٢ ص
(٣٧٦)
فرموده است اقمت لكم على سنن الحق فى جواد المضلة
٥٤٣ ص
(٣٧٧)
فرموده است اليوم انطق لكم العجماء ذات البيان
٥٤٤ ص
(٣٧٨)
فرموده است غرب رأى امرىء تخلف عنى
٥٤٥ ص
(٣٧٩)
فرموده است ما شككت فى الحق مذ رأيته
٥٤٥ ص
(٣٨٠)
فرموده است لم يوجس موسى خيفة على نفسه اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال
٥٤٦ ص
(٣٨١)
فرموده است اليوم توافقنا على سبيل الحق و الباطل
٥٤٦ ص
(٣٨٢)
فرموده است من وثق بماء لم يظمأ
٥٤٧ ص
(٣٨٣)
< 1005 > 5 - از سخنان آن حضرت(ع) است
٥٤٨ ص
(٣٨٤)
لغات
٥٤٨ ص
(٣٨٥)
ترجمه
٥٤٨ ص
(٣٨٦)
شرح
٥٤٩ ص
(٣٨٧)
فرموده است شقوا امواج الفتن بسفن النجاه
٥٥٠ ص
(٣٨٨)
فرموده است عرجوا عن طريق المنافرة
٥٥٠ ص
(٣٨٩)
فرموده است افلج من نهض بجناح او استسلم فاراح
٥٥١ ص
(٣٩٠)
فرموده است ماء اجن و لقمة يغص بها اكلها
٥٥١ ص
(٣٩١)
فرمودهاند «خلافت لقمهاى است گلوگير و جرعهاى است ناگوار »
٥٥٢ ص
(٣٩٢)
فرموده است فان اقل، يقولوا حرص على الملك، و ان اسكت، يقولوا جزع من الموت
٥٥٣ ص
(٣٩٣)
فرموده است هيهات بعد اللتيا و التى و الله لابن ابى طالب انس بالموت من الطفل بثدى امه
٥٥٣ ص
(٣٩٤)
فرموده است بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشية فى الطوى البعيدة
٥٥٤ ص
(٣٩٥)
< 1006 > 6 - از سخنان آن حضرت(ع)
٥٥٦ ص
(٣٩٦)
لغات
٥٥٦ ص
(٣٩٧)
ترجمه
٥٥٦ ص
(٣٩٨)
شرح
٥٥٧ ص
(٣٩٩)
< 1007 > 7 - از خطبههاى آن حضرت است
٥٥٩ ص
(٤٠٠)
لغات
٥٥٩ ص
(٤٠١)
ترجمه
٥٥٩ ص
(٤٠٢)
شرح
٥٦٠ ص
(٤٠٣)
فرموده است فنظر باعينهم و نطق بالسنتهم
٥٦١ ص
(٤٠٤)
فرموده است فعل من قد شركه الشيطان فى سلطانه و نطق بالباطل على لسانه
٥٦١ ص
(٤٠٥)
< 1008 > 8 - از سخنان آن حضرت است
٥٦٣ ص
(٤٠٦)
لغت
٥٦٣ ص
(٤٠٧)
ترجمه
٥٦٣ ص
(٤٠٨)
شرح < 3536 - 3494 >
٥٦٣ ص
(٤٠٩)
< 1009 > 9 - از سخنان آن حضرت است
٥٦٥ ص
(٤١٠)
لغات
٥٦٥ ص
(٤١١)
ترجمه
٥٦٥ ص
(٤١٢)
شرح
٥٦٥ ص
(٤١٣)
فرموده است و مع هذين الامرين الفشل
٥٦٦ ص
(٤١٤)
فرموده است و لسنا نرقد حتى نوقع و لا نسيل حتى نمطر
٥٦٦ ص
(٤١٥)
< 1010 > 10 - از خطبههاى امام(ع) است
٥٦٧ ص
(٤١٦)
لغات
٥٦٧ ص
(٤١٧)
ترجمه
٥٦٧ ص
(٤١٨)
< 1011 > 11 - از سخنان آن حضرت خطاب به پسرش محمد بن حنفيه هنگامى كه در جنگ جمل پرچم را به او داد ايراد فرمود
٥٧٠ ص
(٤١٩)
لغت
٥٧٠ ص
(٤٢٠)
ترجمه
٥٧٠ ص
(٤٢١)
شرح
٥٧٠ ص
(٤٢٢)
< 1012 > 12 - از سخنان آن حضرت
٥٧٣ ص
(٤٢٣)
ترجمه
٥٧٣ ص
(٤٢٤)
شرح
٥٧٣ ص
(٤٢٥)
فرموده است فقد شهدنا
٥٧٤ ص
(٤٢٦)
فرموده است و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا القوم فى اصلاب الرجال و ارحام النساء
٥٧٤ ص
(٤٢٧)
فرموده است سيرعف بهم الزمان
٥٧٤ ص
(٤٢٨)
< 1013 > 13 - از سخنان آن حضرت در نكوهش اهل بصره
٥٧٦ ص
(٤٢٩)
فصل اول
٥٧٦ ص
(٤٣٠)
لغات
٥٧٦ ص
(٤٣١)
ترجمه
٥٧٧ ص
(٤٣٢)
شرح
٥٧٧ ص
(٤٣٣)
فصل دوم
٥٨٤ ص
(٤٣٤)
لغات
٥٨٤ ص
(٤٣٥)
ترجمه
٥٨٤ ص
(٤٣٦)
شرح < 3884 - 3870 >
٥٨٥ ص
(٤٣٧)
فرموده است سفهت حلومكم
٥٨٥ ص
(٤٣٨)
فرموده است فانتم غرض لنابل و اكلة لاكل و فريسة لصائل
٥٨٥ ص
(٤٣٩)
< 1014 > 14 - از سخنان آن حضرت است در باز گرداندن زمينهاى زراعتى كه عثمان به اقوام خود بخشيده بود
٥٨٧ ص
(٤٤٠)
ترجمه
٥٨٧ ص
(٤٤١)
شرح
٥٨٧ ص
(٤٤٢)
< 1015 > 15 - از خطبههاى آن حضرت كه به هنگام بيعت مردم با او در مدينه ايراد فرموده است
٥٩٠ ص
(٤٤٣)
فصل اول
٥٩٠ ص
(٤٤٤)
لغات
٥٩٠ ص
(٤٤٥)
مقدمه شرح
٥٩١ ص
(٤٤٦)
تتمه لغات
٥٩٣ ص
(٤٤٧)
ترجمه
٥٩٤ ص
(٤٤٨)
شرح < 4164 - 4097 >
٥٩٥ ص
(٤٤٩)
فرموده است و الله ما كتمت و شمة و لا كذبت كذبة
٥٩٩ ص
(٤٥٠)
فرموده است الا و ان التقوى مطايا ذلل حمل عليها اهلها و اعطوا ازمتها فاوردتهم الجنة
٦٠٠ ص
(٤٥١)
فرموده است فلئن امر الباطل لقديما فعل و لئن قل الحق فلربما و لعل
٦٠١ ص
(٤٥٢)
فصل دوم
٦٠٢ ص
(٤٥٣)
لغات
٦٠٢ ص
(٤٥٤)
ترجمه
٦٠٢ ص
(٤٥٥)
شرح
٦٠٣ ص
(٤٥٦)
فرموده است ساع سريع نجا، طالب بطىء نجا، و مقصر فى النار هوى
٦٠٤ ص
(٤٥٧)
فرموده است اليمين و الشمال مضله و الطريق الوسطى هى الجادة
٦٠٩ ص
(٤٥٨)
فرموده است من ابدى صفحته للحق هلك عند جملة(جهلة) الناس و كفى بالمرء جهلا ان لا يعرف قدره
٦١١ ص
(٤٥٩)
فرموده است لا يهلك على التقوى سنخ اصل و لا يظمأ عليها زرع قوم
٦١٣ ص
(٤٦٠)
فرموده است فاستتروا ببيوتكم و اصلحوا ذات بينكم و التوبة من و رائكم
٦١٣ ص
(٤٦١)
فرموده است و لا يحمد حامد الا ربه و لا يلم لائم الا نفسه
٦١٤ ص
(٤٦٢)
و اما سخن سيد رضى(رحمة الله عليه)
٦١٤ ص
(٤٦٣)
< 1016 > 16 - از سخنان آن حضرت است در توصيف كسى كه بر مردم حكمرانى مىكند و شايستگى آن را ندارد
٦١٦ ص
(٤٦٤)
لغات
٦١٧ ص
(٤٦٥)
ترجمه
٦١٧ ص
(٤٦٦)
شرح
٦١٨ ص
(٤٦٧)
فرموده است رجل وكله الله الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل الى قوله بخطيئته
٦١٩ ص
(٤٦٨)
فرموده است ليس فيهم سلقة ابور من الكتاب اذا تلى حق تلاوته الى آخره
٦٣٢ ص
(٤٦٩)
< 1017 > 17 - از سخنان آن حضرت است در نكوهش اختلاف علما در فتوا دادن
٦٣٥ ص
(٤٧٠)
لغت
٦٣٥ ص
(٤٧١)
ترجمه
٦٣٥ ص
(٤٧٢)
شرح
٦٣٦ ص
(٤٧٣)
فرموده است ترد على احدهم القضيه الى قوله، فيصوب آرائهم جميعا
٦٣٧ ص
(٤٧٤)
< 1018 > 18 - از سخنان آن حضرت است
٦٤٠ ص
(٤٧٥)
لغات
٦٤٠ ص
(٤٧٦)
ترجمه
٦٤٠ ص
(٤٧٧)
شرح
٦٤١ ص
(٤٧٨)
فرموده است و ما يدريك ما على ممالى
٦٤٢ ص
(٤٧٩)
فرموده است حائك بن حائك
٦٤٢ ص
(٤٨٠)
< 1019 > 19 - از خطبههاى آن حضرت است
٦٤٨ ص
(٤٨١)
لغت
٦٤٨ ص
(٤٨٢)
ترجمه
٦٤٨ ص
(٤٨٣)
شرح
٦٤٩ ص
(٤٨٤)
فرموده است و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا
٦٥٢ ص
(٤٨٥)
فرموده است و قريب ما يطرح الحجاب
٦٥٢ ص
(٤٨٦)
فرموده است و لقد بصرتم ان ابصرتم و اسمعتم ان سمعتم و هديتم ان اهتديتم
٦٥٣ ص
(٤٨٧)
فرموده است بحق اقول لكم لقد جاهرتكم العبر و زجرتم بما فيه مزدجر
٦٥٤ ص
(٤٨٨)
فرموده است و ما يبلغ عن الله بعد الرسل السماء الا البشر
٦٥٤ ص
(٤٨٩)
< 1020 > 20 - از خطبههاى آن حضرت است
٦٥٥ ص
(٤٩٠)
ترجمه
٦٥٥ ص
(٤٩١)
شرح
٦٥٥ ص
(٤٩٢)
جمله اول ان الغاية امامكم
٦٥٦ ص
(٤٩٣)
جمله دوم و ان ورائكم الساعة تحدوكم
٦٥٦ ص
(٤٩٤)
جمله سوم تخففوا تلحقوا
٦٥٧ ص
(٤٩٥)
جمله چهارم فانما ينتظر باولكم آخركم
٦٥٨ ص
(٤٩٦)
< 1021 > 21 - از خطبههاى آن حضرت(ع) است
٦٦٠ ص
(٤٩٧)
لغات
٦٦٠ ص
(٤٩٨)
ترجمه
٦٦١ ص
(٤٩٩)
شرح
٦٦١ ص
(٥٠٠)
فرموده است ليعود له دينه و سنته و خدعه
٦٦٤ ص
(٥٠١)
فرموده است و قد رأيت امورا قد تمحضت
٦٦٤ ص
(٥٠٢)
فرموده است و الله ما انكروا على منكرا و لا جعلوا بينى و بينهم نصفا و انهم الى قوله سفكوه
٦٦٥ ص
(٥٠٣)
فرموده است فلئن كنت شريكهم فيه فان لهم لنصيبهم منه و لئن كانوا ولوه دونى فما التبعة الا عندهم
٦٦٦ ص
(٥٠٤)
فرموده است و لا اعتذر مما فعلت و لا ابرء مما صنعت
٦٦٧ ص
(٥٠٥)
فرموده است و انها للفئة الباغية فيها الحم و الحمة
٦٦٧ ص
(٥٠٦)
فرموده است انكفت جونتها
٦٦٧ ص
(٥٠٧)
فرموده است يرتضعون اما قد فطمت
٦٦٨ ص
(٥٠٨)
فرموده است و يحيون بدعة قد اميتت
٦٦٨ ص
(٥٠٩)
فرموده است ليعودن الباطل فى نصابه
٦٦٨ ص
(٥١٠)
فرموده است يا خيبة الداعى من دعا؟
٦٦٨ ص
(٥١١)
فرموده است لو قيل ما انكر فى ذلك و ما امامه و فيمن سنته و الله اذن لزاح الباطل عن نصابه و انقطع لسانه
٦٦٨ ص
(٥١٢)
فرموده است و ما اظن الطريق له فيه واضح حيث نهج
٦٦٩ ص
(٥١٣)
فرموده است و الله ما طاب من قتلوه الى قوله فنصروه
٦٦٩ ص
(٥١٤)
فرموده است و ايم الله لافرطن لهم حوضا انا ماتحه ثم لا يصدرون عنه برىء
٦٦٩ ص
(٥١٥)
فرموده است و لا يعبون حسوة ابدا
٦٦٩ ص
(٥١٦)
فرموده است انها لطيبة نفسى بحجة الله عليهم و علمه فيه
٦٧٠ ص
(٥١٧)
فرموده است و انى داعيهم فمعذر الى قوله ناصر المؤمن
٦٧٠ ص
(٥١٨)
فرموده است و ليس على كفيل
٦٧٠ ص
(٥١٩)
فرموده است و مع كل صحيفة شاهدها و كاتبها
٦٧٠ ص
(٥٢٠)
فرموده است و من العجب بعثتهم الى ان ابرز للطعان و ان اصبر للجلاد
٦٧١ ص
(٥٢١)
فرموده است هبلتهم الهبول
٦٧١ ص
(٥٢٢)
فرموده است لقد كنت و ما اهدد بالحرب و لا ارهب بالضرب
٦٧١ ص
(٥٢٣)
فرموده است و انى لعلى يقين من ربى و فى غير شبهة من دينى
٦٧١ ص
(٥٢٤)
فهرست
٦٧٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص

ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١١ - بحث اول - ضمير در كلمه«فى ولده» به آدم(ع) باز مىگردد يعنى خداوند از نژاد آدم(ع) انبيايى را برگزيد

استعمال دفائن در كلام امام (ع) استعاره لطيفى است. چون گوهرهاى خرد و نتايج انديشه در وجود انسانها بالقوّه موجود بوده است، به گنجينه‌هاى نهفته شباهت پيدا كرده و استعاره آوردن دفينه براى آنها شكلى زيبا يافته است.

چون انبيا براى آماده ساختن نفوس و استخراج و اظهار جواهر انديشه انسانها اساس و اصل هستند، نسبت برانگيختن افكار به آنها زيباست و براى اين كه انسانها را ارشاد كنند نياز به ادلّه و براهين و زمينه‌هايى دارند كه عبارت از نشانه‌هاى قدرت الهى است كه در عبارت امام (ع) به شرح زير آمده است:

آسمان برافراشته‌اى كه داراى تازگيهاى صنع الهى و عجايب حكمت خداوندى است و زمينى كه در زير پاى انسانها گسترده شده كه در آن تصرّف مى‌كنند و نيازمنديهاى زندگى را به دست مى‌آورند و قوام حياتشان را تأمين مى‌كنند و تا پايان عمر از نعمتهاى زمين بهره‌مند مى‌شوند، و زمانى كه براى زندگى آنها مقدّر شده است كه پس از آن از اين دنيا رخت برمى‌بندند و به سوى پروردگارشان باز مى‌گردند، بزرگترين دليلى است كه انسان را از كارهاى زشت باز مى‌دارد و به حق تعالى توجّه مى‌دهد ياد مرگ و رجوع به خداست. لذا پيامبر اسلام فرموده‌اند «از آنچه كه لذّات را نابود مى‌كند فراوان ياد كنيد» همچنين ياد بيماريهايى كه قواى انسان را به تحليل مى‌برد و او را پير مى‌كند، و مصيبتهايى كه پياپى به انسان عارض مى‌شود، همه اينها زمينه‌هاى استدلال انبيا براى مردم است تا آنها را توجّه دهند كه مصائب از طرف خداوند قدرتمندى به وجود آمده‌اند كه داراى سلطه و سيطره است. و او پادشاه مطلقى است، كه خلق و امر به فرمان اوست تا در ذهن انسانها پيمانى را كه در فطرت اصلى‌شان بوده و با خدا در روز الست بسته بودند كه او واحد و حق و شايسته پرستش است و اينك فراموش كرده‌اند كه دوباره برقرار و تثبيت كنند. قرآن كريم به اين آيات و نشانه‌هاى اشاره كرده و مى‌فرمايد: وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها