ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٣ - بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
آيه شريفه را: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ [١]، به معناى زاد و ولد حمل كردهاند.
گاهى مقصود از مفاهيم جزئى آدم، اوّل شخصى است كه در زمين خليفه قرار گرفته است و مأمور به نشر حكمت و ناموس شريعت شده است. و امّا مفهوم كلّى گاهى مقصود از آن مطلق نوع انسان است و بر همين معانى حمل شده است، اين آيه شريفه: وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ [٢].
گاهى مقصود از آدم صنف انبيا و دعوت كنندگان به سوى خداست.
چنان كه از سرور فرستادگان (ص) نقل شده است كه فرمود: «هر پيامبرى آدم روزگار خود مىباشد [٣]» و باز فرمود: «من و تو اى على پدران اين امّتيم [٤]».
ممكن است سخن حضرت باقر، محمد بن على (ع) را كه فرمود: پيش از آدمى كه پدر ماست هزار هزار آدم و يا بيش از آن گذشتهاند [٥]» بر اين معنى حمل كرد.
پس از ثابت شدن مطلب فوق مىگوييم براى هر آدمى به معنايى كه ذكر شد، فرشتهاى اختصاص دارد كه مأمور به سجده براى اوست و ابليسى كه در معارضه و مخالفت با اوست.
امّا آدم به معناى اوّل و دوّم [يعنى اوّل شخصى كه از خاك آفريده شده و يا اوّل شخصى كه در زمين خليفه خدا شده است] فرشتگانى كه مأمور به سجود براى او هستند همان قواى بدنى و نفوس مردم زمانش هستند كه مأمورند از او پيروى كرده، سخنش را بشنوند و ديگر قوايى كه در اطراف عالم هستند همگى مأمورند در برابر او خاضع باشند و در حوائج و مهمات او كوشش و براى تحقّق مقصودش
[١] سوره انسان (٧٦): آيه (٢): ما انسان را از نطفه آفريديم.
[٢] سوره طه (٢٠): آيه (١١٥): ما پيش از اين با آدم عهد بستيم و او فراموش كرد.
[٣] كلّ نبى فهو آدم وقته.
[٤] انا و انت يا على ابوا هذه الامّه.
[٥] قد انقضى قبل آدم الذى هو ابونا الف الف آدم و اكثر.