ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٦٥ - بحث هشتم - قفال گفته است اصل كلمه«تلقى» در كلام حق تعالى
مىآورد. سپس اين كلمه به معناى دوّمى كه قبول و پذيرش است به كار رفته است چنان كه خداوند تعالى به پيامبر مىفرمايد: وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ [١]. مثلًا گفته مىشود: تلقّينا الحاجّ، «به پيشواز حاجيان رفتيم.» يا مىگويند: تلقّيت هذه الكلمة من فلان. اين كلمه را از فلانى ياد گرفتم، پس از دريافت معناى اصلى كلمه، هر گاه در مورد ملاقات با فردى به كار رود معناى طرفينى پيدا مىكند. بدين معنى كه هر يك با ديگرى ملاقات مىكند، پس به هر يك مىتوان گفت كه با ديگرى تلقّى كرده است. به اين ترتيب جايز است كه گفته شود تلقّى آدم كلماتى از پروردگارش به معناى گرفتن، پذيرفتن، روبرو شدن با وجه قبول مىباشد. و معناى: لقّاه اللّه ايّاها اين است كه خداوند آياتى را بر او نازل كرد و او را مخاطب آنها قرار داد.
مفسّران در باره معناى «كلمات» اقوالى نقل كردهاند:
١- سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كرده است كه: آدم (ع) عرض كرد پروردگارا آيا مرا بدون واسطه و با دست خود نيافريدى؟ پاسخ شنيد چرا. عرض كرد آيا مرا در بهشت سكنى ندادى؟ جواب شنيد چرا. عرض كرد رحمت تو بر غضبت سبقت نگرفته است؟ جواب شنيد چرا. عرض كرد اگر توبه كنم و اصلاح شوم مرا مىپذيرى و به بهشت باز مىگردانى؟ جواب شنيد بلى چنين است. ابن عبّاس مىگويد: اين است معناى آيه شريفه: فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ.
٢- نخعى گفته است كه من خدمت ابن عباس رسيدم و سؤال كردم كلماتى كه آدم از پروردگارش تلقّى كرد چيست؟ ابن عباس گفت خداوند تعالى به آدم و حوّا امر حجّ و آداب و دستور آن را آموخت آدم و حوّا حج به جا آوردند.
پس از فراغت از حج خداوند تعالى به آنها وحى كرد كه توبه شما را پذيرفتم.
[١] سوره نمل (٢٧): آيه (٦): اى پيامبر آيات قرآن از جانب خداى داناى حكيم بر تو القا مىشود.