ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٥ - بحث اول - اين فصل نيز در باره تفسير كلام امام(ع) فسوى منه سبع
سماوات مىباشد، زيرا آنچه كه امام (ع) در اين بحث اشاره فرموده است پيرامون طبقه طبقه شدن آسمانها و ساكن ساختن دستههاى معيّنى از فرشتگان در هر طبقه است، زيرا دستهبندى آسمان و ساكنان آنها از تماميّت معناى تسويه و تعديل براى آسمانهاست. اگر اشكال شود كه چرا در كلام حضرت شكافتن آسمانها و سكنا دادن فرشتگان، از بيان جريان شمس و ماه در آسمان و آراسته شدن آن به ستارگان آخرتر قرار گرفته با آن كه شكافته شدن آسمان مقدّم بر اختصاص يافتن بعضى از آنها به ستارگان مىباشد.
در پاسخ مىگوييم: اشاره امام (ع) به تسويه آسمانها اشاره اجمالى است.
گويا امام (ع) در ابتدا چنين فرض كرده است كه خداوند تعالى آسمانها را به صورت كره واحدى آفريده است، چنان كه بعضى از مفسّران در تفسير آيه شريفه:
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا [١] همين نظريّه را دادهاند. سپس امام (ع) بالاى آسمان و پايين آن را به منزله دو سطح داخل و خارج براى آن كره در نظر گرفته است و پس از آن به بعضى ويژگيهاى آسمان كه ستارگان و خورشيد و ماه باشد اشاره كرده است. بعد از بيان اجمالى آسمان، ستارگان، ماه و خورشيد، تفصيل و تميز هر يك از ديگرى را با كلمه «فتق» داده و ساكنان هر يك از آسمانها را دسته معيّنى از فرشتگان دانسته و پس از آن به تفصيل انواع ملائكه پرداخته است. شك نيست كه تقدّم بحث اجمالى و سپس تفصيلى آن از نظر فصاحت و بلاغت در خطابه بهتر است. تقديم و تأخير در كلام (ع) به همين مناسبت انجام گرفته است.
با شناخت آنچه كه قبلًا ذكر شد بايد بدانيم كه هر يك از جملات امام (ع) به آيهاى از قرآن كريم اشاره دارد، مثلًا اين كلام حضرت: ثم فتق ما بين السموات العلى، مناسب اين سخن حق تعالى است: أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ
[١] سوره انبياء (٢١): آيه (٣٠): آسمانها و زمين به هم پيوسته بود.