ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٢ - خطبه سيد رضى
شرح زير توضيح داد:
الف- به اعتبار فضيلت نفسانى آنها مانند علوم و ملكات فاضله اخلاقى.
ب- به اعتبار كارهاى ظاهرى آنها مانند عبادات بدنى آنها.
ج- در نظر گرفتن پاكيزگى نسب مطهّر و جدا شدن آنها از اين نسب و ريشه پاك. اينها امورى هستند كه زمينه ساز استحقاق رحمت خداوند مىشوند.
قوله: فَانّى كنت فى عنفوان شبابى ... تا آخر كلام.
مىگويم (شارح): پس از آن كه خطبه را با ياد و ستايش خداوند متعال و حمد و درود بر رسول و آلش آغاز كرد به بيان حال خود در جمع آورى اين كتاب و ذكر عواملى كه موجب جمع آورى اين كتاب شده پرداخته است و از جمله دلايل ستوده بودن كلام على (ع) را بيان كرده و سپس در ضمن بيان دلايل جمع آورى كتاب امورى را بيان كرده است كه نياز به دقت دارد.
اوّل- آن كه اين مجموعه، جزئى از كلّ سخنان آن حضرت مىباشد، به دليل گفتار سيّد رضى: من شروع به جمع آورى كلامى كردهام كه در بردارنده گزيدهاى از كلام على (ع) است. و اين مطلب امرى روشن است. قطب راوندى گفته است: من از بعضى علماى حجاز شنيدم كه مىگفت: در مصر به مجموعهاى از كلام على (ع) برخوردم كه حدود بيست و اندى جلد بود.
دوّم- قول سيّد رضى كه در توصيف سخن حضرت فرموده: جواهر العربيّه و يواقيت الكلم الدّينيه و الدنيوية. اين دو كلمه (جواهر و يواقيت) دو استعاره لطيفى هستند براى دو لفظى كه بيان كننده دو نوع سنگ مخصوصاند، كه در اين جا استعارهاند از فصاحت الفاظ عربى و حكمت فاضلهاى كه سخن على (ع) مشتمل بر آنهاست. وجه مشابهت عبارت از اشتراك هر دو لفظ در گرانبهايى الفاظ فصيح و حكمت بليغ نسبت به ساير الفاظ و معانى معقول مىباشد.
سوّم- سخن امام (ع) راهى است براى رسيدن به فصاحت و محلّى است