ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٩ - خطبه سيد رضى
مغرس الفخّار، فرع العلاء المثمر المورّق) به دلايل زير است:
الف- روايتى از آن حضرت به ما رسيده است كه فرمود: خداوند متعال پيوسته مرا از صلب پاك پدران به ارحام پاك مادران انتقال داد و به ناپاكى جاهليّت مرا آلوده نفرمود [١]. در شرف و كرامت آن حضرت همين عنوان كفايت مىكند.
ب- آن حضرت از فرزندان اسماعيل و ابراهيم (ع) است و بزرگوارى آن دو مشهور مىباشد. شخصى به نام وهب در باره حضرت ابراهيم (ع) چنين گفته است: «ابراهيم (ع) اوّل كسى بود كه مهمان پذيرفت، فقرا را اطعام كرد و بيچارگان را پذيرايى نمود».
ج- نسب آن حضرت از قريش است و شرف و بزرگوارى قريش در ميان عرب بسيار روشن است. يكى از بزرگان قريش و اجداد آن حضرت قصى است.
همان كه قبايل قريش را جمع آورى كرد و در مكه جا داد و دارالنّدوه را بنا كرد و كليد كعبه را از قبيله خزاعة گرفت. يكى ديگر از اجداد آن حضرت هاشم بن عبد مناف است، كسى كه نانهاى خشك را خرد مىكرد و قوم خود را در سال قحطى و تنگى پذيرائى مىنمود. به همين دليل وى را هاشم (نرم كننده نان خشك) ناميدند، نام اصلى او عمرو مىباشد. شاعرى در وصف او چنين سروده است:
|
عمرو العلى هشم الثريد لعقوبه |
و رجال مكة مسنتون عجاف [٢] |
|
يكى ديگر از اجداد پيامبر (ص) عبد المطلّب بن هاشم است، كه از حكماى عرب و سرآمد آنها و رئيس مكه و اسمش شيبة الحمد است. فيل بزرگ (ابرهه كه داراى فيل بزرگ بود) براى او تعظيم كرد و به بركت نورى كه در صلب
[١] لم يزل اللّه تعالى ينقلني من اصلاب الطاهرين الى ارحام المطهرات لم يدنسنى بدنس الجاهليّة.
[٢] عمرو بلند مرتبهاى است كه نانهاى خشك را براى قوم خود خرد مىكرد در حالى كه مردان مكّه قحطى زده و لاغر بودند.