ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٣ - خطبه سيد رضى
اعطاى نعمت بىشمار بر بندگان است، كه غير خدا بر افاضه اين نعمت قادر نمىباشد و لذا اوست كه صرفا سزاوار ستايش و شكر است. در نظر گرفتن اين امور همان اسرارى است كه انجام عبادت با وجود آنها مطلوب و سودمند است.
پس از آن كه معلوم شد حمد از بالاترين عبادات است خواهى دانست كه مقصود خداوند متعال از آفرينش انسان جز عبادت چيزى نيست چنان كه فرموده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» [١].
با دقّت در مطالب فوق معلوم شد كه حمد از بالاترين خواستههاى خداوند است و انجام آن موجب رضوان خدا، و رضوان خدا موجب خيرات دائمى و نعمتهاى هميشگى است. سيّد رضى به چهار نوع از اين خيرات در آغاز خطبه اشاره كرده و مىفرمايد:
١- پذيرفتن ستايش بندگان از ناحيه خداوند متعال و رضايت او از بندگان با اين كه كمترين زحمت را دارد و آسانترين لفظ بر زبان است، بهايى است بسنده در مقابل نعمتهاى او، و اين خود نعمتى ديگر و بخششى بزرگ است كه حمدى ديگر را مىطلبد. و بدين ترتيب نعمت بعد از نعمت و حمد بعد از حمد را موجب مىشود پس منزّه است خداوندى كه نعمتهايش شماره نمىشود و بخششهايش پايان نمىيابد.
واژه ثمنا در عبارت سيّد رضى استعاره لطيفى مىباشد و جهت مشابهت آن اين است كه همان طور كه ثمن موجب رضايت فروشنده كالا مىشود، حمد نيز موجب رضايت خداوند سبحان در مقابل نعمتهايش مىشود. بدين ترتيب حمد با ثمن مشابهت پيدا مىكند. به اين دليل لفظ ثمن را براى حمد استعاره آورده است. در خبر است كه خداوند متعال به ايوب (ع) وحى كرده است: «من
[١] سوره ذاريات (٥١): آيه (٥٦): جن و انس را نيافريديم، مگر براى اين كه مرا به يكتايى پرستش كنند.