ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢١٢ - خطبه سيد رضى
يا دامن كوهى عزلت گزيده و جز خود را نديده، و احساس جز احساس خود نداشته است و باور نخواهند كرد كه اين سخن كسى است كه در درياى جنگ فرو مىرفته و شمشيرش را براى زدن گردنها، از نيام مىكشيده و دلاوران را بر خاك مىافكنده، و از خونشان سيل به راه مىانداخته و جانشان را از كالبد مىگرفته است. در عين حال زاهد زاهدان و سرآمد بندگان شايسته خدا بوده است. و اين همان فضيلت شگفت انگيز و خصيصه لطيفى است كه به وسيله آن بين اضداد را جمع كرده و صفات مختلف را فراهم آورده است. بارها اين خصوصيّت حضرت را با برادران دينى گفتگو و تعجّب آنها را بيشتر بر مىانگيختم و آن موجب عبرت و تأمّلشان مىشد.
چه بسا ضمن انتخاب سخنان امام (ع) به عبارات مشابه و معانى مترادف بر مىخوردم و علّتش اين بود كه در نقل سخنان امام (ع) اختلاف زيادى وجود داشت، بنا بر اين بسيار اتفاق مىافتاد كه روايتى از سخنان امام (ع) را در موضوعى انتخاب مىكردم سپس به روايت ديگرى بر مىخوردم كه همان سخن به مناسبت ديگرى با جملات بيشتر و الفاظ بهترى آمده بود. و اين باعث مىشد كه نسبت به انتخاب اوّل تجديد نظر كنم و به سخنان بلند آن حضرت توجه نمايم. و گاهى پس از انتخاب فرازى، بخشى از آن سخن از روى اشتباه تكرار مىشد. با اين وجود ادّعا نمىكنم كه به تمام گفتار امام (ع) دست يافته باشم، آن گونه كه هيچ مطلبى فروگزار نشده باشد. بلكه بعيد نيست على رغم تصوّرم به سخنانى از آن حضرت دست نيافته باشم. خلاصه آنچه در قدرت و توانم بوده است انجام دادهام و نسبت به آنچه كه در دسترسم نبوده مسئول نيستم. و بر من جز نهايت تلاش و كوشش و به كارگيرى حدّ اعلاى توان تكليفى نيست، اميد كه خداوند متعال مرا يارى و ارشاد فرمايد.
پس از جمع آورى نام آن را نهج البلاغه نهادم. زيرا بر روى هر كس كه در آن