ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢١٠ - خطبه سيد رضى
نوشته بودم، به بابها و فصلهايى تقسيم كردم، آخرين قسمت فصلى بود كه سخنان كوتاه و زيباى امام (ع) را در موعظه، حكمت، مثل و آداب در بر داشت. و شامل خطبههاى طولانى و نامههاى مفصّل نبود.
گروهى از دوستان كه از زيباييهاى سخن امام (ع) به شگفت آمده بودند كتاب را پسنديده و از من خواستند دست به تأليف كتابى بزنم كه مشتمل بر گزيده سخنان آن حضرت در همه فنون باشد و تمام قسمتها اعم از خطبهها، نامهها، مواعظ و آداب علمى را در بر داشته باشد. چنين كتابى محقّقا شامل عجايب بلاغت، غرايب فصاحت، جواهر عربيّت و روشنگر امور دين و دنيا خواهد بود چنان كه در كلام هيچ كس چنين جامعيّتى نبوده و كتابى بدين جامعيّت فراهم نيامده است. زيرا امام (ع) بنيانگذار فصاحت و كار برد آن، و ريشه بلاغت و بوجود آورنده آن مىباشد. از بيان آن حضرت نهفتههاى بلاغت آشكار و قوانين آن فراهم شده است. و هر خطيبى از مثالهاى آن حضرت پيروى كرده و هر گوينده بليغى از سخن آن حضرت يارى جسته است، با اين وصف كسى به پايه آن حضرت نرسيده و همگان از تقدّم بر وى باز ماندهاند. زيرا سخنان آن حضرت سخنانى است كه از بستر علم الهى برخاسته و در آن بوى سخن پيامبر است.
خواهش دوستان را بر شروع چنين كارى اجابت كردم با علم به اين كه در اين كار نفع بزرگ و آوازه بلند و پاداش فراوان است. بر آن شدم كه مقام بلند امام (ع) را در اين زمينه به اضافه محاسن زياد و فضايل جامعى كه دارد بيان كنم.
امام (ع) در نهايت رساندن بلاغت از همه پيشينيان، آنان كه در اداى سخن ممتاز و بىمانندند، سرآمد است. زيرا سخن آن حضرت دريايى است كه قابل سنجش نيست و جامعيّتى دارد كه قابل شمارش نيست. نظر به سخن بلند امير مؤمنان و اين كه من از تبار آن حضرتم، براى من جايز است كه افتخار كرده و