ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨١ - خاتمه بحث خطابه
گفتار و بياناتش جز ترويج شريعت و سنّت پيامبر نبوده است.
چنان كه دانستى گفتار خطابى بر حسب فايده به سه قسم تقسيم مىشود:
مشاوره، منافره و مشاجره. بيشترين قسمت گفتار على (ع) خطبههاى مشورتى و ارشادى است و اين موضوع از بررسى كلام حضرت به دست مىآيد كه منظور آن حضرت در درجه اوّل روى آوردن به خدا به سبب ترك دنيا و روى گرداندن از آن و به كمال رساندن فضايل و ترك رذايل، و ترك امورى كه انسان را تنزّل داده و مانع رسيدن انسان به خداوند است مىباشد.
اگر در سخن حضرت امر و نهى به جزئيات آمده كه براى بىخبران خير و شرّ آنها آشكار نيست مانند امور جنگ و فراهم آوردن لوازم جنگ و لوازم زندگى و غيره، و چنانچه تأمّل شود به هدف اولى يعنى احياى شريعت مربوط مىشود زيرا تمام اين امكانات براى يارى دين و تقويت آن و نظام بخشيدن كار دنيا و نظم آن است. معلوم شد كه خطبههاى تنفرزا در سخن حضرت متوجه نكوهش دنيا، پيروى هواى نفس، انجام رذايل هلاك كننده و مرتكبان آنها و مانند اينهاست، امورى كه انسان را از خداوند متعال دور مىكند.
آنچه در سخن آن حضرت از مدايح و ستايش آمده، ستايش خداوند سبحان، فرشتگان، پيامبران، بندگان شايسته خدا، اهل فضيلت كه هواى نفسانى را ترك كرده و از دنيا دورى جستهاند مىباشد. خطبههاى تنفرزا براى اين است كه خواستههاى نفسانى مردم را تحقير كرده و آنها را از امور فانى و كوچك و ناچيز باز دارد و از ارتكاب آنها نكوهش كند تا به سوى نعمتهاى هميشگى و خير دائمى روى بياورند و خداوند سبحان را به ياد آورند، تا از روى گردانان هلاك شونده نباشند.
خطبههاى داراى مدح و ستايش براى اين است كه مردم را به چيزهاى با عظمت متوجه كند و نشان دهد كه چه چيزهايى قابل توجهاند و مىتوانند