ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣ - مقدمه مترجمان
عواطف رقيق و رافت» [١] جورج جرداق دانشمند بنام مسيحى مىگويد:
«نزد حقيقت و تاريخ يكسان است، او را بشناسيم يا نشناسيم. تاريخ و حقيقت گواهى مىدهند كه او وجدان بيدار و قهّار، شهيد نامى، پدر و بزرگ شهيدان علىّ بن ابى طالب صوت عدالت انسانى شخصيّت جاويدان شرق است.
«اى جهان چه مىشد، اگر هر چه قدرت و قوّهدارى به كار مىبردى و در هر زمان عليى با آن عقلش، با آن زبانش و با آن ذو الفقارش به عالم مىبخشيدى [٢]».
جران خليل متفكّر و انديشمند مىگويد: «على از دنيا در گذشت در حالى كه شهيد عظمت خود شد، از دنيا چشم پوشيد در حالى كه نماز ميان دو لبش بود، در گذشت در حالى كه دلش از شوق پروردگار لبريز بود، و عرب حقيقت مقامش را نشناخت، در گذشت مانند همه پيامبران بصير كه در كشورى وارد مىشوند كه كشور آنان نيست، به سوى مردمى مىآيند كه مردم آنان نيستند و در زمانى نمودار مىشوند كه زمانشان نيست. ولى پروردگارا، تو را در اين حكمتى است كه خود دانى [٣]».
شبلى شميل پيشواى مطلق ماديّون مىگويد: «امام علىّ بن ابى طالب بزرگ بزرگان جهان، يكتا نسخه زمان بود كه جهان شرق و غرب در عالم قديم و جديد، صورتى بسان اين نسخه كه مطابق اصلى باشد به خود نديده است [٤].»
آرى عظمت مقام و ارجمندى سخنان امام همام موجب شد كه انديشمندان به فكر جمع آورى و تدوين سخنان امام و حكمتهاى متعاليه آن بزرگوار بيفتند و در اين زمينه كتب متعدّدى پيش از آن كه حتّى سيّد رضى به دنيا بيايد تأليف كنند.
[١] كتاب الأمام على، عبدالفتّاح عبد المقصود، ص ١٥ مقدّمه.
[٢] همان مأخذ، ص ١٨
[٣] همان مأخذ، ص ١٣
[٤] همان مأخذ، همان صفحه.