ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢٧ - مطلب دوم در نظم گفتار
و بخشندگى در رداى اوست».
مثالهايى كه گفته شد در مورد كنايه تركيبى مثبت بود و اينك كنايه تركيبى منفى مانند سروده شاعر در توصيف زنى به عفّت:
|
تبيت بمنجاة من اللوم بيتها |
اذا ما بيوت بالملامة حلّت [١] |
|
شاعر براى دور ساختن آن زن از ملامت، خانه او را از ملامت به دور ساخته است و بدين ترتيب با نفى ملامت از خانه زن، خود او را از ملامت نفى كرده است.
بحث دوّم- فرق ميان مجاز و كنايه،
كنايه عبارت است از به كارگيرى لفظ در معناى قراردادى خود، ولى به گونهاى كه از آن معناى ديگرى كه مقصود است حاصل شود و در عين حال لفظ از معناى قراردادى خود خارج نشده باشد. چنانچه لفظ از معناى قراردادى خود خارج شود در اين صورت مجاز است. مثلا هر گاه بگويى فلانى خاكستر زير ديگش زياد است و بخواهى زيادى خاكستر را دليلى بر بخشندگى او قرار دهى الفاظ (زيادى خاكستر) را در معناى اصلى به كار گرفتهاى ولى مقصود از زيادى خاكستر معناى دوّمى است كه ملازم معناى اوّل مىباشد و آن بخشندگى است.
بر خلاف مجاز كه لفظ از معناى اصلى به معناى ثانوى (بدون ملازمه) انتقال مىيابد.
(مطلب دوم)
مطلب دوّم در نظم گفتار
و در آن فصلهايى است:
[١] خانه آن در سر زمينى به دور از ملامت قرار دارد، در سرزمينى كه خانههاى مردم ديگر در سرزنش و ملامت غرقاند