ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١١ - ركن سوم در فايده تشبيه است
١- گاهى فايده تشبيه روشن كردن حكم مجهول است.
٢- گاهى فايده تشبيه روشن كردن حكم مجهول نيست.
وجه اول يا بدين منظور است كه ممكن بودن آن را براى كسى كه اين حقيقت برايش روشن نيست توضيح دهد و يا بدين منظور است كه مقدار آن را شرح دهد. در صورتى كه بخواهد امكان وقوع آن را شرح دهد نياز به آوردن تشبيه دارد مانند سروده شاعر:
|
فان تفق الانام و انت منهم |
فانّ المسك بعض دم الغزال [١] |
|
مقصود شاعر اين است كه فرد مورد ستايش چنان برترى مقام و جلال يافته است كه ميان او مردم مشابهتى نمانده و گويا او موجود ديگرى شده و خود اصلى ديگر جداى از مردم دارد و چون اين ادّعا، به ظاهر غير قابل قبول و ممتنع مىنموده است زيرا بعيد است كه انسان در فضيلت آن قدر ارتقا يابد كه از بنى نوع انسان خارج شود. شاعر استدلال كرده است كه اين امر بعيد نيست زيرا كه مشك در اصل هر چند خون نافه آهو است ولى اكنون كسى به مشك خون نمىگويد و حقيقت آن از صفت خون بودن خارج شده است.
در صورتى كه بخواهد مقدار حقيقت را بيان كند از تشبيه استفاده مىكند مانند مثال زير در تشبيه شيء سياه به سياهى كلاغ: انّه كحلك الغراب، «او مانند كلاغ سياه است». منظور از اين تشبيه مقدار و اندازه سياهى است نه وجود سياهى.
وجه دوم كه روشن كردن حكم مجهول نيست نيز به دو صورت و به دو منظور انجام مىگيرد:
الف- موردى كه مقصود از بيان تشبيه، نزديك كردن ذهن از امرى دور به
[١] هر چند مقام تو در ميان مردم به اوج رسد، با اين وصف از مردم گفته مىشوى، زيرا مشك پارهاى از خون آهو مىباشد.