ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١ - مقدمه مترجمان
فاضل و از پيروان مسيحيّت بود، در بغداد ضمن گفتگو با من از نهج البلاغه سخن به ميان آورد. او معتقد بود كه نهج البلاغه بر هر سخن عربى برترى دارد، زيرا سخنان فراوان سهل و ممتنع و سجعهاى مشكل زيادى بدون كوچكترين تكلّف و تصنّع در آن آمده است كه در هيچ كتابى جز آن پيدا نمىشود. آن گاه براى تأييد نظريّه خود، سطور زير را از سخنان نغز آن حضرت كه چگونگى آفرينش را بيان مىكند شاهد آورد: ام هذا الّذى أنشأه فى ظلمات الأرحام شعف الأستاء نطفة دهاقا و علقة محاقا و جنينا و راضعا و وليدا و يا فعا ثم منحه قلبا حافظا و لسانا لافظا و بصرا لاحظا: «و آيا كيست؟ آن كه انسان را در تاريكيهاى رحمها و در پردههايى كه (براى او) مانند غلاف (براى شمشير) بود بيافريد در حالى كه نطفهاى بود ريخته شده، و خونى بود سياه گرديده (و از منى سفيد گرفته) پس (آن قطره منى) در شكم مادر بچّهاى شد شيرخوار و پس از طى دوران شيرخوارگى، كودكى شد بالغ و به حدّ رشد و تميز رسيد، پس خداوند دلى نگاهدارنده، زبانى سخن گوينده، چشمى بيننده به او عنايت كرد [١].
در حالى كه نامبرده از حسن سجع و زيبايى و موزونى و هماهنگى كلمهها در شگفت بود ... گفت: «اگر اين خطيب با عظمت و اين گوينده زبر دست امروز بد همين عصر ما بر منبر كوفه مىنشست، شما مىديديد كه به مسجد كوفه با آن همه وسعت خود، از مردم مغرب زمين كه براى استفاده از درياى خروشان علم على (ع) گرد آمده بودند، موج مىزد [٢].»
استاد دانشگاه الأزهر، دانشمند كم نظير اهل سنّت، استاد ميرصفى (متوفاى سال ١٣٠٧ هجرى) در باره كلام امام (ع) چنين اظهار نظر مىكند:
«... گمان نمىكنم براى اثبات موضوع: زيبايى تمدّن جديد، جمال و سادگى قديم، و شادى آفرينى قرآن كريم، به دليلى بيشتر و بهتر از نهج البلاغه نيازمند باشيم. آن كتابى كه خداوند آن را دليل روشنى قرار داد تا ثابت كند كه على رضى اللّه عنه بهترين شاهد زنده نورانيّت و پرتو بخش قرآن و حكمت و دانش و هدايت و اعجاز و فصاحت آن كتاب آسمانى است. آيات و نشانههاى
[١] خطبه ٨٣، مطابق نهج البلاغه فيض الأسلام.
[٢] به نقل از كتاب پيرامون نهج البلاغه، ص ٦٠- ٥٩.