ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨ - براى خدا هر دو تن با هم برادر گرديد
بن زرارة، سعد بن معاذ، سعد بن عباده وجود داشتند چطور شد كه پيغمبر ٦ و سلم در بدو اين تشكيلات اسلامى و در اين دستور مهم كه پايه بندى جامعه اسلام است در برابر چشم اين همه پيران آبرومند و كهن و متوقع دست يك جوان نورسى را گرفت و او را ببرادرى انتخاب كرد چرا يار غار پير مرد خود. همريش خود را از نظر دور انداخت؟
چرا حمزه عموى والاتبار و پهلوان و يگانه ياور دين را پيش نكشيد؟
شما را بخدا از هر فرقه و مذهب اسلامى هستيد اين موضوع را حل كنيد و پاسخ درستى باين پرسشها بدهيد.
آيا اين عمل پيغمبر ٦ و سلم دليل نيست كه در جامعه اسلامى آن روزه كه زبده مسلمانان حقيقى را در برداشت على ٧ در روح و اخلاق مانند خود پيغمبر ٦ و سلم بود و جز او كسى با آن حضرت هم پايه نبود اين دليل نيست بر اينكه على نفس نفيس پيغمبر ٦ و سلم اسلام است كه بگفته ابن هشام نظير و مانندى نداشت، همين عمل تنها دليل قطعى است كه در نبودن پيغمبر ٦ و سلم رهبر و پيشواى جامعه اسلامى على ٧ است.
شما فرض كنيد همه مسلمانان را از روز قرار داد اين برادرى تاكنون و تا روز قيامت بخواهيم دو بدو صفبندى كنيم و دنبال هم براه ببريم تو خود ميدانى كه صف پيغمبر ٦ و سلم و على ٧ در جلو همه واقع مىشود، دو نفرى كه در صف دوم است يكى بايد پا جاى پاى پيغمبر ٦ و سلم بگذارد و يكى پا جاى پاى على ٧، اين رجى كه پشت سر على واقع مىشود نيمى از امت است و راه آنها همان رجى است كه دنبال خود پيغمبرند و شيعه على ٧ همان پيروان خود پيغمبرند.
اكنون همين طور كه اين صفوف پشت سر هم روانند پيغمبر ناپديد شد، آيا امت اسلامى جز اين وظيفه دارند كه دنبال على ٧ بروند تا بمقصد و هدف اساسى برسند! در دوره نخست اسلام، يك نمونه مسلمان پاك زير دست پيغمبر ٦ و سلم پرورش يافت كه در وضع صفبندى مسلمانان در رديف شخص پيغمبر ٦ و سلم قرار گرفت و او على ٧ بود.
كاروان مسلمانان كه بايد تا روز قيامت دو بدو برادروار دنبال پيغمبر ٦ و سلم روان باشند بايست در كنار پيغمبر ٦ و سلم را نگران باشند.
على ٧ بمانند خود پيغمبر ٦ و سلم پيشواى اسلام و رهبر اين كاروان پياپى است، ولى بر خلاف آنچه پيغمبر ٦ و سلم ميخواست جمعى از صف بيرون شدند و در دنبال آنان كاروانهاى