ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١ - على كفيل سرپرستى حوزه اسلام و رهبر دين
سيره ابن هشام ميگويد: چون پيغمبر ٦ و سلم از خانه بيرون رفت و قريش از او محجوب شدند يكى از آنها كه عقب مانده بود در ميان راه بحضرت برخورد و او را شناخت و چون نزد آنها آمد گفت چه انتظارى داريد؟ محمد ٦ و سلم از خانه بيرون رفته خداوند شما را نوميد ساخت مگر نمىبينيد كه بر سر همه شماها خاك ريخته و رفته، چون هر كدام دست بسر گذاشتند ديدند خاك بر سر آنها است ولى اين سخن را باور نكردند و دميدم سر بميان خانه ميكشيدند و با هم ميگفتند اين محمد است كه در خوابگاه خود خوابيده و پتوى خود را بر خود پيچيده بهمين وضع گذرانيدند تا صبح شد و على ٧ از بستر پيغمبر ٦ و سلم برخاست و چون على ٧ را بجاى پيغمبر ٦ و سلم ديدند پى كار خود رفتند مفاد اين روايت اين است كه خداوند فكر آنها را منصرف كرد و تا صبح بمقصود خود عمل نكردند ولى برخى نوشتهاند كه در موقع قراردادى ببستر هجوم آوردند ولى على ٧ با شمشير كشيده از زير پتو برخاست و بر آنها حمله كرد چون بدون انتظار نعره مردانه على و شمشير كشيده او را ديدند و از پيغمبر نوميد گرديدند گريزان و متفرق شدند ٢- خلافت از پيغمبر نسبت با مقررات مركزى مكه كه صريح همه احاديث و تواريخ است دليل بزرگى است بر لياقت و شايستگى آن حضرت و بىترديد سنديست درست كه على رتبه وكالت و معاونت پيغمبر ٦ و سلم را در امور شخصى خود آن حضرت و در امور حزب اسلامى داشته و اينكه پس از او در مكه مانده براى دستورات حزبى و ابلاغ وظيفه بمسلمانان مكه بوده است كه پس از هجرت چه وظيفهئى انجام دهند و اين خود دليلى است كه در هر موقعى پيغمبر ٦ و سلم ميان امت نباشد و على در ميان آنها باشد در امورات خود باو مراجعه كنند و وظيفه دينى و اجتماعى خود را از او فرا گيرند.
٣- مينويسد چون پيغمبر ٦ و سلم با ابو بكر وارد قبا شد و مردم قبا كه چند روز بود انتظار ورود آن حضرت را داشتند بپذيرائى او برخاستند پيغمبر ٦ و سلم خود در منزل كلثوم بن هدم فرود آمد و منزل سعد بن خيثمه را براى انجمن جوانان مدينه و پذيرائى آنان معين كرد و ابو بكر را در منزل خبيب بن اساف خزرجى در محله سنح منزل داد ولى چون على ٧ دنبال آن حضرت وارد شد او را در منزل خود فرود آورد، در اينجا بايد پرسيد چرا ابو بكر كه همسفر و يار غار بود از خود راند و منزل او را در محله ديگر قرار داد ولى على را در منزل خود وارد كرد و انيس خود نمود.