ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٢ - ١٥ - برجهاى فلك دوازده است، بيابانهاى بزرگ دوازده است؛ درياهاى بزرگ دوازده است، عالمها هم دوازده است
فرموداى سعد مولى راست گفتى آن مرد گفت قربانت اين لقب من است امام ٧ فرمود لقب خوب نيست خداى تبارك و تعالى در قرآن ميفرمايد لقب روى هم مگذاريد براى مؤمن نام بىايمانى بد است اى سعد چه صناعتى دارى؟ عرضكرد قربانت ما خاندانى هستيم منجم و در يمن كسى از ما در نجوم اعلم نيست امام ٧ فرمود از تو راجع بنجوم پرسش كنم عرضكرد هر چه خواهى بپرس كه جواب ميدهم از روى علم، فرمود روشنى آفتاب چند درجه از روشنى ماه بيش است؟ عرضكرد نميدانم فرمود راست گفتى فرمود روشنى ماه چند درجه از روشنى زهره بيشتر است؟ عرضكرد نميدانم فرمود راست گفتى فرمود نام ستارهاى كه چون بدر آيد شهوت گاوان بحركت آيد چيست گفت نميدانم فرمود:
نور مشترى چند درجه از عطارد بيشتر است؟ عرضكرد نميدانم فرمود راست گفتى فرمود بگو بدانم نام ستارهاى كه چون درآيد شتران بفحل آيند چيست؟ عرضكرد: نميدانم. فرمود: راست گفتى فرمود:
بگو بدانم نام ستارهاى كه چون درآيد سگها بفحل آيند چيست؟ عرضكرد: نميدانم. فرمود: راست گفتى كه نميدانى بگو بدانم زحل پيش شما چگونه ستارهاى است عرضكرد ستاره نحسى است، امام ششم ٧ فرمود چنين مگو زيرا آن ستاره امير مؤمنان و ستاره اوصياء ٧ است و آن ستاره ثاقب است كه خداى تبارك و تعالى در قرآن (در سوره طارق) از آن خبر داده، يمانى عرضكرد ثاقب يعنى چه؟ فرمود آن از آسمان هفتم طلوع ميكند ولى با نور خود همه آسمانها را ميشكافد تا در آسمان دنيا روشنى ميدهد از اين رو خداى عز و جل او را ثاقب ناميده. اى يمانى شما در نزد خود دانشمندانى داريد؟ عرضكرد قربانت آرى در ميان ما دانشمندانى هستند كه هيچ كس در دانش بپايه آنها نميرسد،