ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٥٩ - ١٣ - ماههاى سال دوازده است
است كه ديگر در شهرستان شما پرستيده شود و از شما بگناهان كوچك خوش است و بگناه كوچك از او در دين خود بترسيد.
آى مردم هر كس امانتى دارد بصاحبش رساند، آى مردم زنها نزد شما عاريهاند و براى خود سود و زيانى نتوانند خواست، آنها را شما بطور امانت از خدا گرفتيد و بفرمان حق فروج آنها را بر خود حلال كرديد شما بآنها حقى داريد و آنها هم بشما حقى دارند حق شما بر آنها اين است كه كسى را در بستر شما نپذيرند و در كار خوب شما را نافرمانى نكنند چون چنين كردند بطور متعارف حق خوراك و پوشاك بر شما دارند، آنها را نزنيد، آى مردم من در ميان شما چيزى بيادگار گذاردم كه تا بدان متمسك باشيد هرگز گمراه نشويد و آن كتاب خدا است بدان بچسبيد آى مردم امروز چه روزيست؟ گفتند روز حرام سپس فرمود آى مردم اين ماه چه ماهى است؟ گفتند ماه حرام؛ آى مردم اين شهر چه شهرى است؟ گفتند شهر حرام، فرمود براستى خدا خون و مال و آبروى شما را بر همديگر حرام كرده مثل حرمت امروز شما در اين ماه شما در اين شهر شما تا او را ملاقات كنيد هلا حاضرين شما بغائبين برسانند، پس از من پيغمبرى نيست و پس از شما امتى نيست سپس دستهاى خود را چنان بلند كرد كه سفيدى هر دو زير بغل مباركش ديده شد سپس فرمود بار الها گواه باش كه من رسالت خود را بامت تبليغ كردم.
شرح- اين حديث شريف كه شامل خطبه مباركه حجة الوداع پيغمبر است و مسلم ميان همه مسلمين از احاديث محكمه است مفاد آن هويدا و چندين كلمات جامعه پيغمبر ٦ و دستورات شريعت اسلام نيز در آن درج است فقط جمله ان الزمان قد استدار بنظر دشوار مىآيد و ظاهرا مقصود اينست كه امروز دين حنيف و ملت فطرى اسلام كه همان آئين پاك و نخست خداوند است با نشر و ظهور احكام قرآن در جهان پا برجا شد و كم بودهائى كه بواسطه نقصان عقول و پرورش بشر داشت تكميل گرديد و كجىها و خرافاتى كه بواسطه دسيسه مغرضين و دين تراشان در دستورات اسلام و ملت حنيف ابراهيم وارد شده بود از آن دور شد و گويا خداوند عالم را با فطرت پاك ديانت درست از همين امروز آفريده و گويا جهان روح و زندگانى را از اكنون بخود يافته و اين جمله بيشتر بعقيده توحيد متوجه است و مقصود اينست كه چون توحيد و پرستش خداى يگانه سر خلقت و آفرينش است و ظاهر حال هر موجود امكانى است و بواسطه القائات شيطانى شرك و الحاد وسيله سرگردانى بشر شده بود اكنون كه به بركت قرآن و كوشش من (كه پيغمبر آخر الزمانم) اساس شرك و الحاد از بن كنده شد روزگار چرخيد و از نو بر سر كار آمد و فطرت توحيد مانند آغاز آفرينش آسمان و زمين خود را نمايش داد.
محمد بن ابى عمير روايت را بامام ششم ٧ رسانيده كه در تفسير قول خداى عز و جل (در سوره توبه آيه ٤٦) براستى شماره ماهها پيش خدا دوازده است و ثبت در كتاب خداست از روزى كه آسمانها