ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٠ - ٥٠ - آنچه در روز چهار شنبه رسيده
حذيفه بن منصور گويد ديدم امام ششم بعد از عصر روز چهار شنبه حجامت كرد و امام يكم فرمود روز چهار شنبه خود را از نوره كشيدن نگهداريد زيرا كه آن روز نحس مستمر است، در مسجد جامع كوفه شخصى حضور امير المؤمنين آمد و عرض كرد يا امير المؤمنين بفرما ببينم براى چه بروز چهار شنبه فال بد ميزنند و آن را روز سنگين و نامباركى ميدانند، و مقصود كدام چهار شنبه است؟ فرمود آخرين چهارشنبه ماه كه در ايام محاق باشد، در چنين روزى قابيل برادرش هابيل را كشت در روز چهار شنبه حضرت ابراهيم بآتش افكنده شد، در روز چهار شنبه منجنيق را ساختند، در روز چهار شنبه خدا فرعون را غرق كرد، در روز چهار شنبه زمين قوم لوط را سرنگون كرد، در روز چهار شنبه خدا باد سوزناك را بر قوم عاد فرستاد، در روز چهار شنبه باغهاى آن قوم بخيل سياه شد و بروى زمين ريختند در روز چهارشنبه خدا پشه را بر نمرود مسلط كرد، روز چهارشنبه فرعون موسى را خواست كه او را بكشد، روز چهارشنبه سقف بر سر آنان خراب شد، روز چهار شنبه فرعون دستور داد كه پسران بنى اسرائيل را بكشند، روز چهار شنبه بيت المقدس ويران شد، روز چهار شنبه اولين عذاب بقوم فرعون نازل شد، روز چهار شنبه خدا قارون را بزمين فرو برد، چهار شنبه خداى عز و جل ايوب را گرفتار تلف دارائى و فرزندانش كرد روز چهار شنبه يوسف را بزندان بردند.