ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣ - فصل هشتم
و آبرومندى منطقه حكومت تو باشد و بعلاوه تو را بخوشرفتارى ستايش كنند و بنشر عدالت در ميان آنها سرفراز باشى و به قدرتى كه در اثر آسايش رعيت نزد آنها ذخيره كردى پشتگرم هستى و بوسيله عدالتى كه در خوشرفتارى با آنها در ميان افراد نشر دادى جلب اعتماد آنها را نمودهاى در اين صورت اگر پيش آمد ناگوارى رخ داد از روى خوشدلى و صميميت مصارف آن را متحمل شوند، زيرا چون كشور و رعيت آباد باشند همه بارى را توانند كشيد همانا ويرانى از نيستى اهلش پديد آيد و نابودى اهل عمران و آبادى براى اينست كه واليان هستى آنها را غارت ميكنند و بجمع ثروت ميپردازند براى آنكه ببقاء حكومت خود بد بينند و از توجه بگذشته عبرت خيز كمتر پند پذيرند.
فصل هشتم
در حال نويسندگان و دفترداران خود نظر كن ١. كارهاى خود را ببهترين آنها بسپار.
نوشتجات محرمانه و سياسى خود را بكسانى رجوع كن كه بيشتر اخلاق پاك و شايسته دارند، كسى كه گرامى داشتن او را بسرفرازى نكشاند تا در محضر عموم باظهار مخالفت بر تو جسارت ورزد و غفلت و بىپروائى او را مقصر نسازد از اينكه نامههاى كارمندان و كارگذاران تو را مرتبا بتو برساند و جواب آنها را بصواب ديد تو در موضوع صادرات و واردات فورا صادر كند: پيمانها و قراردادهائى كه بنفع تو با ديگران منعقد ميكند سست نباشد و اگر قراردادى بر ضرر تو بسته شده بتواند آن را منحل و لغو كند؛ در هر كارى اندازه خود را بداند، آنكه قدر خود را نداند قدر ديگران را نشناسد.
٣. آنها را بمجرد حدس و اعتماد و خوشبينى انتخاب مكن زيرا مردم براى جلب نظر و اعتماد واليان خود سازى و تصنع بخرج ميدهند و خوش خدمتى ميكنند بدون آنكه صميميت و امانت در دل آنها باشد ولى راه آزمايش آنها ملاحظه سابقه كار آنها است نسبت بواليان گذشته بدو نشانه:
الف. آنكه در ميان عموم آثار نيكو و يادگار خبر دارد. ب. آنكه در راه امانت دارى داناتر است و نسبت بخداوند و رعيت صميميت و خيرخواهى دارد.
٤. بر سر هر يك از كارهاى خود يك سر دبير توانا بگمار كه در كار مهم در نماند و