ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨١ - (فصل هفتم)«در شرائط عمال(كارگران شهرستانها و جمعكنندگان ماليات و صدقات»
بآيات روشن قرآن او است و رجوع برسول ٦ و سلم عمل كردن بدستورات ثابت عمومى او است كه مورد اختلاف نيست.
فصل ششم «شرايط قضات و دادستان»
١- قضاوت و دادگرى ميان مردم را بكسى واگذار كه:
الف- پيش تو از همه دانشمندتر و فاضلتر است ب- از كارها خسته نشود و ادامه محاكمه او را فرسوده نكند.
ج- بلغزش و خطا پايدار نماند و چون حق را فهميد از رجوع بدان دلتنگ نباشد د- بهيچ وجه پيرامون طمع نگردد و خيال آن را نكند ه- بفهم ظاهر امر قناعت نكند و دست از تحقيق و رسيدن بپايان مطلب بر ندارد.
و- در مورد اشتباه خوددارتر باشد و دليل را بهتر مورد اعتماد قرار دهد.
ز- از كثرت مراجعه طرفين محاكمه ترشروئى نكند و بكشف قضايا شكيباتر باشد، ح. چون حكم روشن شد فورا اعلام كند و دنباله دعوا را ببرد ط. تحت تاثير تملق نرود و جانب دارى او را از حق منحرف نكند.
كسانى كه داراى اين شرايط باشند كمند ٢. سپس بسيار پروندههاى او را بازرسى كن و در عطا و بخشش را باو بگشا، باندازه باو حقوق بده كه معاش او را كفايت كند و نياز بمردم نداشته باشد، در پيش خود مقامى باو بده كه هيچ كدام از مخصوصان ديگرت در آن مقام طمع نكنند، تا نزد تو از اعمال نفوذ مردان بزرگ آسوده باشد.
در اين باره نظرى بسزا بكن زيرا اين دين مدتى در دست اشرار اسير بوده و آن را آلت هواپرستى و وسيله دنياطلبى كرده بودند،
(فصل هفتم) «در شرائط عمال (كارگران شهرستانها و جمعكنندگان ماليات و صدقات»
١. عاملان و كارگزاران خود را در تحت نظر داشته باش.
الف. انتخاب آنها از روى امتحان و لياقت باشد نه از نظر عطا بخشى و دلخواه زيرا اين هر دو خصلت در مركز شعبههاى جور و خيانت بملت و كشورند