ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦ - فصل دوم
٥- هرگز از عفو خلاف كار پشيمان مباش.
٦- هرگز بر شكنجه و عقوبت مبال.
٧- تا راه گريز دارى بتندى و تحكم مشتاب مگو من فرمان دهم و دستورم اجرا مىشود زيرا اين خود فساد در دل و سستى در دين پديد كند و دگرگونى و آشوب فراهم آورد.
٨- چون از ملاحظه سلطنت و مقام خود تكبر و سرافرازى تو را گرفت نگاهى بملك بزرگ خدا كن كه بالا دست تو است و توجه كن كه خدا بر تو قدرت دارد و تو در برابر او بر خود هم قدرت ندارى زيرا اين توجه سركشى تو را فرو نشاند و تندى تو را باز دارد و عقلى كه در اثر خود بينى از سرت بدر رفته بتو برگرداند.
٩- مبادا با خدا در بزرگى و جبروت سر همسرى و همانندى داشته باشى زيرا خداوند هر جبارى را خوار و هر بالندهاى را زبون ميكند.
١٠- نسبت بخدا و مردم از طرف خودت و خاندانت و دوستانت انصاف و عدالت را مراعات كن اگر نكنى ستم ورزيدهاى (و هر كس ببندگان خدا ستم كند از طرف بندگان، خدا خصم او است و چون خدا با كسى خصومت كند دليلش را باطل نمايد و با او بجنگند تا برگردد و توبه كند) هيچ چيز از پائيدن بر ستمكارى مؤثرتر در زوال نعمت خداوند و تعجيل انتقام او نيست، زيرا خدا نفرين ستمكشان را خوب ميشنود و در كمين ستمكاران هست.
١١- كارهائى را بيشتر دوست دار كه با حقيقتتر و عادلانهتر و رضايتمندى عموم رعايا را بهتر جلب ميكنند زيرا خشم ملت رضايتمندى مخصوصان دولت را پايمال ميكند ولى خشم مخصوصان دولت با وجود رضايت عمومى ملت جبران و درگذشت مىشود، مخصوصان و اطرافيان والى در هنگام صلح و آسايش هزينه بسيار سنگينى بر او تحميل ميكنند. در هنگام گرفتارى كمتر باو كمك ميدهند. از عدالت بيشتر بدشان مىآيد پرروتر درخواست بخشش و منصب ميكنند؛ چون بآنها چيزى داده شود كمتر شكر ميكنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر ميپذيرند و در پيش آمدهاى ناگوار روزگار ناشكيباترند.
همانا ستون ديانت و جامعه مسلمانان و ذخيره دفع دشمنان توده عمومى ملت باشند بايد گوشت بسخن آنها و دلت با آنها باشد.
١٢- هر كس از رعايا نسبت بمردم عيبجوتر است او را از خود دور كن و دشمن دشمنتر بدار