ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨ - ٢ - احتجاج - بقول امروزيها ميتينگ
عمر گفت دست از تو بر نداريم تا خواهى نخواهى بيعت كنى اى عمر تو بنفع خود تلاش ميكنى امروز كار خلافت ابو بكر را محكم ميكنى كه فردا آن را بتو بدهد من بخدا گفتار تو را نميپذيرم و بتو احترامى نميگذارم.
ابو بكر گفت اى ابا الحسن آسوده باش ما امروز بر تو سخت نمىگيريم و تو را وادار به بيعت نمىكنيم ابو عبيده برخاست نزد على ٧ آمد و گفت؛ برادر زاده، ما همه، خويشى تو، سابقه نيك تو، دانش و نصرت تو را نسبت باسلام منكر نيستيم ولى تو امروز جوانى (على در اين وقت ٣٣ سال داشت) ابو بكر يكى از شيوخ قوم تو است و بار اين كار را بهتر ميتواند بكشد كار او هم گذشته شما هم تسليم او شويد، اگر خدا تو را عمر داد همگان كار را بتو واميگذارند و هيچ كس با تو مخالفت نخواهد كرد، تو شايسته و سزاوار آنى ولى پيش از آنكه نوبت شورش رسد شورش بر پا مكن تو خود ميدانى كه در دل عرب و ديگران نسبت بتو چه كينههائى است، على ٧ در اينجا نطق پرشور خود را ايراد كرد و بجامعه آن روز اعلام خطر فرمود:
اى گروه مهاجر و انصار خدا را باشيد، خدا را باشيد، فرمانى كه پيغمبر در باره من بشما صادر كرده است بدست فراموشى نسپاريد سلطه محمد را كه سلطه خدائى است از تك خانهاش كه مهبط وحى است و از ريشه خاندان معصومش كه راز دار شريعتند بيرون نبريد و بخانهها و بن خاندان شرك آلوده خود نسپاريد، اهل پيغمبر را از حق و مقامى كه در ميان مردم دارند كنار نكنيد بخدا اى حاضران انجمن، خدا قضاوت فرموده و حكم كرده و پيغمبرش داناتر است شما خود هم ميدانيد كه ما خاندان باين كار خلافت از شما سزاوارتريم، زيرا پيشوائى امت از آن كسى است كه همه قرآن را بخواند و در همه احكام دين بينا باشد و بتدبير كار رعيت كاملا مطلع و خبير باشد بخدا اين شرائط در ما است نه در شما پيرو هوس نگرديد تا بيشتر از حق دور شويد و سابقه نيك خود را با اين حادثه بد تباه كنيد.
بشير بن سعد انصارى كه در سقيفه براى مقاومت سعد بن عباده در بيعت ابو بكر پيشقدم شد و كار او را درست كرده بود برخاست و هم آهنگ با همه انصار در پاسخ على ٧ چنين گفت يا ابا الحسن اگر انصار پيش از بيعت با ابو بكر اين بيانات شما را شنيده بودند هيچ كدام با شما مخالفت نمىكردند، على ٧ فرمود آى مردم شما ميخواستيد من مرده رسول خدا را در زير بستر بگذارم و